تحلیل راهبردی

تحلیل راهبردی (22)

 

«من در کتابم بنام تبارشناسی ناسیونالیسم باستانگرا در ایران نوشته ام که ۵۰ سال زودتر از خانم حکیم زاده در ایران، دکتر جواد شیخ الاسلامی سیاستگذاری « بهتری » داشت! شیخ الاسلامی گفتند برای اینکه این بچه های ترک و کرد و عرب و بلوچ و... بتوانند فارسی را بهتر حرف بزنند، بهتر است خانواده هایشان خودشان همکاری کنند و بچه هایشان را از شهرها و خانواده هاشان جداکنیم و خودمان آنها را بزرگ کنیم تا زودتر با فارسی آشنا شوند و فارسی را فرا بگیرند! ولی خب! دکتر شیخ الاسلامی برعکسش را نگفتند که مثلا چه اشکالی دارد بچه های مناطق فارس نشین را هم ببریم در مناطق کردنشین و ترک نشین؟!»

***

همانطور که قابل حدس است، جملات بالا از کسی نیست جز استاد سید جواد میری، و راستی این شطحیات جز در طبله عطاری ایشان در کدام بازار مکاره دیگری یافت می شود! حقا که استاد، همه چیز را در کتاب مستطاب اش آورده و باب علم و اجتهاد را بسته است و اگر کسی ذره ای از اصول این کتاب ها تخطئی کند «کوتوله» است و حکم تکفیرش فورا صادر می شود.

این جملات تحلیل گونه، در پی خبر اجباری کردن دو سال پیش دبستانی در مناطق محروم و دوزبانه و ظاهرا از روی عصبانیت بیان شده است.

 

از شوخی بگذریم،در چهارسال گذشته جناب میری واقعا بر این پندار بود که با راه انداختن کانال و برگزاری همایش و سمپوزیوم و سیرک های متنوع می‌تواند در فرایند سیاست گذاری موثر باشد. ماحصل این همه مقاله های بی بنیاد، مغلطه ها و کوشش ها، جزء جمع شدن گروهی بدنام در اطراف میری چه بود؟  

اگر کسی فکر می‌کند با به کارگیر مسلسل وار کلمه «سیاست‌گذاری» و جنجال‌آفرینی، روزی به جلسات و کمیسیون های شورای عالی امنیت ملی یا انقلاب فرهنگی دعوت می شود تا برای آینده کودکان این مرز و بوم سیاست بنویسد، سخت در اشتباه است. ممکن است جنجال موجب دیده شدن شود، اما قطعا موجب جدی گرفته شدن نمی شود. به قول حافظ:« نه هر که سر بتراشد قلندری داند». در ادامه توضیح خواهیم داد که سیاست‌گذاری هویت ملی در ایران فراجناحی است و بخشی از شئون حاکمیتی است.

Pدر سال 1392-1393 برخی از پان ترکانی که پیرامون زبان مادری، کتاب می نوشتند، تصویر علی یونسی را برای شبکه اجتماعی خود انتخاب کرده بودند، در سال 1396 همین عده، مشغول لعن و نفرین یونسی بودند.

 در سال 1392 روحانی با وعده انتخاباتی نادرست آموزش زبان «محلی» بر مبنای تفسیر غلط از اصل 15 به میدان آمد، اما در سال 1398 برای گسترش بیشتری زبان «ملی» پیش دبستانی را به دو سال آن هم از سن چهارسالگی ارتقاء داد.

P در سال 1397 به خاطر یک جمله منطقی وزیر آموزش و پرورش که منطبق بر اصل 15 بود، عده ای از غوغاسالاران به همراه چند نماینده مافیایی چنان تهاجمی را به وزیر آموزش و پرورش سازماندهی کردند که گویا سخن غیر معقولی از زبان وی جاری شده است. آن ها بر این پندار واهی بودند که وزیر با فشار عقب نشینی خواهد کرد، از سوی دیگر در پشت پرده چنان حمایت بی سابقه ای از بطحایی صورت گرفت که شاید از 1392 تا کنون بی سابقه باشد. در نهایت با دستور یک نهاد حاکمیتی به مجلس، موضوع پرسش از اصل 15 از متن استیضاح خارج شد، زیرا باور حاکمیت بر این بود که بطحایی سخن اشتباهی نگفته است.

از سوی دیگر، زیاده خواهی این افراد بطلان مظلوم نماهایی را عیان کرد که تا پیش از آن تا اندازه ای باورپذیر بود. بدیهی است ادعای اقلیت بودن با قلدرمآبی و زورگویی به ویژه آن گونه که در بین برخی نماینده ها سراغ داریم در تضاد است بنابراین هنگامی که صداقت زیر سوال رفت، بقیه ادعاهای مبتنی بر «ستم دیدگی» نیز نقش بر آب می شود. اگر زمانی، جریان مارکسیست- لنینیست می توانست با تابلوی « قومیت های تحت ستم» علاوه بر جریان چپ، سایر جریان ها را نیز با خود همراه کند، به این دلیل بود که می توانست نشانه هایی از ستمدیدگی قومی و یا ستمگری و ستم‌پذیری دو طرف را به اثبات برساند. اما کف مطالبات جریان های قومی در ایران امروز، «قتل عام» فارس‌ها، ارمنی ها، گیلک ها، لرها، آذری هایی که خود را پان ترک نمی دانند، بختیاری ها، کردهای شیعه غیر سورانی، تالش ها و... است. بنابراین همگان اجمالا می دانند که در ایران نه با یک «گفتمان اقلیت» بلکه با «فاشیسم قومی» طرف اند که نسبتی با آزادی، عقلانیت، دموکراسی، مدارا و تکثر ندارد و اگر گاهی به اجبار بر آنها تن میدهد صرفا برای بالا رفتن از پلکان دموکراسی است. ادعای اقلیت بودن نسبتی با همراهی با اقتدارگرایی، درخواست بازداشت و برخورد با مخالفان و همرایی با حسن عباسی و... ندارد.

Pدر سالهای 92-93 مطبوعات جریان اصلی(در اصلاحات)به ویژه در اسفند ماه، با شعف بسیار در مورد لزوم آموزش زبان مادری مطالبی منتشر می‌کردند، اما افراط‌کاری قومیت گرایان، باعث شد همین روزنامه ها از 1396 مطالبی در مخالفت با آموزش زبان مادری منتشر کنند و بازار این سخنان تکراری به حدی کساد شد که در سال 1397 هیچ نویسنده ای در هیچ روزنامه ای رغبتی برای هیچ موضع‌گیری نداشت.

مقصود اینکه افراط‌کاری مدافعان آموزش زبان های محلی تا بدان جا پیش رفت که برخی علنا موجودیت زبان فارسی و حتی ایرانیت را زیر سوال بردند. آشکار شدن این رویکرد پنهان در کنار واقعیت های میدانی کمک شایانی به سیاست‌گذاران کرد تا به درستی تصمیم بگیرند و درس مهمی به کسانی داد که تصور می کردند قادر اند با غوغا و جنجال سیاست های سنتی کشور را تغییر دهند. هیچ نهاد متصل به صندوق رایی قادر به تغییر سیاست های کشور ما در زمینه هویت ملی نخواهد بود. اگر مجلس خیال می‌کند در امور کلان کشوری مانند سیاست گذاری در زمینه هویت ملی یا محلی جایگاهی دارد سخت در اشتباه است. تشت رسوایی نماینده هایی که با سوءاستفاده از جایگاه خود در مجلس برای کسب رای از طریق استثمار سرمایه های تاریخی و فرهنگی کشور به هر کاری دست می زنند، مدت ها است که از بام افتاده است. حتی قوه مجریه نیز به تنهایی قادر به تغییر این سیاست ها نیست و اگر هم در چنین اندیشه ای باشد به زودی با واقعیت آشنا خواهد شد. صاحبان اصلی مُهر سیاست‌گذاری زبانی کسان دیگری هستند و بقیه صرفا با سرعت تمام به سمت چراغ قرمز در حال دویدن اند. القصه چنین اموری، از شئون حاکمیتی است و اجازه نمی دهیم بازیچه «صندوق رای» شود.

 

 

شنبه, 25 اسفند 1397 ساعت 07:12

هویت طلبی بار دیگر فاجعه آفرید

نوشته شده توسط


نوشته های به جامانده از مرد نیوزلندی که روز گذشته 49 نفر را در یک حمله تروریستی به دو مسجد در نیوزلند به رگبار بست، نشان می دهد که اندیشه های هویت طلبان سفید نفوذ بسزایی در تصمیم او برای این حرکت وحشیانه داشته است.

هویت طلبی سفید که در سالهای اخیر گسترش اجتماعی کم سابقه ای در جوامع اروپایی و آمریکای شمالی یافته، مدعی است که درصدد پاسبانی از فرهنگ، هویت و نژاد سفید در برابر فرهنگ ها، هویت ها و نژادهای دیگر است. یکی از نکات مورد تاکید هویت طلبان سفید مساله جمعیت است. آنها مدعی اند که افزایش جمعیت مهاجرها منجر به دگرگونی جمعیتی جوامع غربی شده و در نهایت به نابودی هویت و نژاد سفید خواهد انجامید. برخی پژوهشگران از اصطلاح «جدایی طلبی سفید» برای توصیف جنبش هویت طلبی سفید استفاده می کنند چرا که این حرکت به دنبال طرد غیرسفیدها و جداسازی فرهنگ های درهم تنیده بشری از یکدیگر است.

یکی از نکات جالب توجه درباره هویت طلبان سفید شباهت شگفت انگیز آنان به هویت طلبان موجود در ایران است. در واقع، اگر از فاصله جغرافیایی چشم پوشی کنیم، می توان گفت که از نظر گفتمانی، هویت طلبان پان ترکیست و هویت طلبان سفید تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند. نمونه بارز آن، نوع تاکید بر مساله مهاجران و جمعیت است. همانگونه که هویت طلبان سفید، مهاجران و مسلمانان را تهدیدی هویتی برای خود می بینند، هویت طلبان پان ترکیست نیز با مهاجر خواندن هم میهنان عزیز کُرد در آذربایجان غربی، دقیقاً همان راهبرد را در پیش می گیرند. شعار معروف هویت طلبان پان ترکیست که «فارس، روس، ارمنی / همگی دشمنان تُرکها هستند» معادل همان شعار معروف هویت طلبان سفید  است که می گوید «مهاجران و مسلمانان همگی تهدید برای هویت سفید هستند». تاکید بر اهمیت جمعیت و جنجال آفرینی درباره تغییرات جمعیتی استانها که از سوی هویت طلبان پان ترکیست تبلیغ می شود، شباهت فراوانی با تاکید هویت طلبان سفید بر حفظ جمعیت سفید دارد.

با توجه به پتانسیل حرکتهای هویت طلبانه برای ایجاد نفرت و خشونت در جامعه، ضروری است که دولت و جامعه مدنی ما در برابر هرگونه حرکت نفرت پراکن هویت طلبان داخل کشور موضعی یکصدا و قاطع داشته باشند تا شاهد حرکات تروریستی از این دست در کشور عزیز ایران نباشیم.

متن پیاده شده سخنرانی جناب آقای دکتر حبیب‌اله فاضلی استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در همایش اصل 15 قانون اساسی- در تاریخ29/11/1397

اخیرا گروهی به نام بیرلیک (اتحاد دموکراتیک آذربایجان جنوبی) همراه با سایر گروههای تروریستی و تجزیه طلب مانند تضامن،کومله، حدکا و حدک بیانیه مشترکی امضا کرده و در آن به لزوم سرنگونی نظام،حق تعیین سرنوشت، فدرالیسم و... تاکید کرده است. اما گروه بیرلیک چه کسانی هستند؟

این گروه در حقیقت همان باند سوئد نشین تجزیه طلبان متشکل از علیرضا اردبیلی،یونس شاملی، سیمین صبری و... است. گروهی پیش از این نشریه تریبون را منتشر می کرد که سپس تبدیل به سایت شد. اگر نگاهی به بایگانی تریبون بیاندازیم، غیر از مقالات همین افراد، مطالبی از هویت طلبان(تجزیه طلبان) داخل کشور مشاهده خواهیم کرد.این جریان نیز مانند بقیه دستجات تجزیه طلب درگیر تروریسم و تجزیه طلبی هستند. تفاوت در اینجا است که جناح داخل کشور طی یک  «عملیات فریب» (که یکی از ارکان سرنگونی است)در سیاست های اعلامی سخنی از تغییر ساختار سیاسی یا تجزیه کشور نمی زنند ولی سیاست های اعمالی، همین راهبرد را پیش می برند.

در این فرایند در واقع شاهد یک «تقسیم کار» میان این دو طیف هستیم. یک طیف در خارج از ایران به صورت علنی و آشکار راهبرد تجزیه ایران را پیش می برند و طیفی دیگر در درون مرز برای آن دستجات «ریل گذاری» کرده و در صورت امکان به چانه زنی می پردازد و به مثابه یک محلل نیروی میدانی این کارزار را تامین و سپس به خارج می فرستد. بیراه نیست که گروه دوم پس از پر شدن ظرفیت فعالیت شان در درون مرز به خارج کشور می روند و در آنجا از مانحن فیه خود رونمایی می کنند.

نمود واقعی این نوع همکاری نیز باند «بیرلیک» است که با افراد زیادی در درون مرز مرتبط است.بیشتر این افراد در قالب رسانه اعم از سایت،کانال ،روزنامه،خبرگزاری و... متشکل می شوند و در صورت لزوم اهداف سیاسی واحدی را با ادبیات متفاوت پیگیری میکند.صورت مسئله ای که جریان «ریل گذار» نمایش می دهد، این است که اگر به ما راضی نشوید، کسانی در بیرون هستند که پیگیر تروریسم و تجزیه طلبی اند، ولی ما فقط »هویت طلبیم». در واقع در اینجا تقسیم کاری مبتنی بر پلیس خوب (هویت طلب) و پلیس بد (تجزیه طلب) صورت گرفته است.

اما صورت پنهانی و نادیده مسئله شکل دیگری است. این دو گروه «مکمل استراتژیک» یکدیگر اند نه رقیب هم  و در طول یکدیگر فعالیت می‌کنند نه معارض همدیگر.

از سوی دیگر سرپل های سیاسی جریان درون مرز وابستگی های خانوادگی و فامیلی با احزاب تروریست و تجزیه‌طلب برون‌مرز دارند. نمونه اعلای آن پسر عموهایی است که از یک خانواده با شعبه هایی در ارومیه و ترکیه به فعالیت تشکیلاتی و سیاسی مشغول اند. دو تن از این پسر عموها عضو فعال و علنی گروهی شبه تروریستی به نام دیرنیش (تشکیلات به اصطلاح مقاومت آذربایجان جنوبی) هستند و دیگری، مدیرمسئول یکی از سایت های پان ترکی در ارومیه است که با گردآوردن نوجوان های آماتوری که پیش از این فقط در نشریات دانشجویی می نوشتند، اقدام به تاسیس یک خبرگزاری کرده است! این خبرگزاری در حقیقت پوششی برای فعالیت تشکیلاتی است و کارکرد سازمانی دارد. عموزاده های مزبور در اقدامات سیاسی و تبلیغاتی، در هماهنگی و هم افزایی پنهانی قرار دارند و لیست تراکنش های آنها نشانگر تقسیم کار جدی، ریل گذاری و فریب است. تمام این پازل در تصویر کلی براندازی کشور(نه فقط جمهوری اسلامی) قابل تحلیل است. همین نمونه کوچک نشان دهنده شکل گیری کنسرسیومی از فعالیت های تجزیه طلبانه در شمالغرب و تقسیم کار مبتنی مخفی کاری است.

حضور «بیرلیک» با همه اعضای شناخته شده اش در کنار سایر گروه‌های تروریستی مانند حدکا،حدک و کومله و همکاری با آنها و سکوت جریان تجزیه‌طلب درون مرز(علیرغم ادعای تقابل با گروههای تروریسی مدعی کردستان) نشان می دهد که اولویت های شاخه علنی درون مرز چیست و به چه هدفی خدمت می کنند. پیش از این در خصوص گروهی موسوم به «انجمن آذربایجان» که از دوره میرزا علی شبستری به فعالیت مخفی و شبه سیاسی به عنوان شاخه ای از حزب توده می پرداخت، سخن گفته ایم. آن گروه نیز یکی از نمونه های «ترکیب کار مخفی و علنی» بود. تمامی این دستجات در نهایت در دفتری واحد با وحدت گفتمانی اما شیوه های متفاوت به دنبال یک هدف مشخص هستند.

در تئوری های تشکیلاتی لنین کارویژه شاخه علنی این است که با استفاده از آزادی های سیاسی تظاهر به اعتدال و میانه روی کند (مانند احزاب سوسیال دموکرات و یا نمونه موردی حزب صلح و دموکراسی نزدیک به پ.ک.ک در ترکیه) اما گروه مخفی همه آرمان های مارکسیستی و یا تجزیه طلبانه را به صورت کامل پیگیری و تبلیغ می‌کند. از نظر لنین، این ترکیب کار علنی و مخفی است که ضامن موفقیت پروژه براندازی خواهد بود. این الگو سالها است که از سوی جریان های قومی (که ریشه در مارکسیسم دارند) مورد بهره برداری قرار می‌گیرد.

دوشنبه, 21 آبان 1397 ساعت 10:57

تطهیر زیرکانه تجزیه‌طلبی در ایران

نوشته شده توسط

آقای جواد میری اخیرا با انتشار شعری ناشناخته از محمود افشار که منبع آن مشخص نیست، ادعای عجیب و گزافی را نه فقط در خصوص محمود افشار بلکه در خصوص بسیاری از روشنفکران و نویسندگان این مرز و بوم که دل در گرو هویت ملی ایران دارند مطرح کرده است.

ناحیه‌گرایی به رگه‌ای از گرایش‌های سیاسی اطلاق می‌شود که اولویت بیشتری برای مسائل یک ناحیه خاص (اعم اقتصاد، آبادانی، زبان و فرهنگ) قائل بوده و گاه حتی مصالح ملی را به سایه می‌برد. در تعریفی دیگر ناحیه‌گرایی، جنبشی است که هدف آن حفاظت و پیشبرد منافع خاص ناحیه‌ای است که اغلب با احساس هویت جمعی همراه است. گرایش‌های ناحیه‌گرایانه اصولاً کارکرد حکومت برای اصل ثبات و بقاء ملی را با دشواری همراه می‌سازد.

نویسندگان: حمید رضا جلایی پور و جمعی از آذری‌ها: برای توصیف «جریانات فکری و سیاسی واگرا» در ایران اعم از تشکل های قانونی، دانشجویی، یا گروههای تروریستی، زیر زمینی و غیرقانونی، معمولا یک دسته بندی سه گانه و کلیشه ای وجود دارد که گاهی از سوی بعضی از تحلیل‌گران محترم ارائه می شود و مبنای تحلیل قرار می گیرد. بر این اساس جریان های قوم‌گرا رابه سه دسته زیر تقسیم می‌شوند:

سمت «نماینده ولی فقیه در استان» همانطور که از نامش پیدا است، باید نمایانگر معنوی و ارشادی افکار و دیدگاههای مقام معظم رهبری در یک ناحیه بر اساس تقسیمات کشوری باشد.

در هفته گذشته تعدادی از عناصر بیگانه پرست و خائن به کشور،توسط نیروهای انتظامی و امنیتی دستگیر شده اند. نگاهی به لیست دستگیر شدگان و بررسی اقدامات آنها در سال های گذشته اعم از اداره کانالهای نفرت پراکن قومی، انتشار بیانیه ها، همکاری با بیگانگان و هم افزایی با ویروس های قومی خارج از کشور، نشان از محرز بودن مجرمیت آنها دارد.

در هیچ کشور دمکراتیک دیگری اجازه فعالیت رسمی و آزادانه به "ستون پنجم" بیگانگان آن هم در شرایط مبارزاتی داده نمی شود

جریان اخیر از یکسو با سازمان مجاهدین خلق (منافقین) همراه است و از سوی دیگر عقبه خارج نشین آنها با جریان مضحک فخرآور و محمد جلالی تهرانی که اقدام نظامی غرب علیه ایران را توجیه میکنند همکاری دارد. برنامه آنها بمباران ایران توسط دولتهای غربی و ایجاد شورش در داخل توسط همین افراد است.

بنابراین ملایم ترین رفتاری که با هر خائنی از این دست در یک جامعه ای میشود زندانی کردن آنها است.

بی دلیل نیست که بی.بی.سی، عمار ملکی، آمدنیوز و... همگی در دفاع از دستگیرشدگان اخیر که همگی گمنام و یا بدنام بوده اند، سنگ تمام گذاشتند.

واکنش حمایتی آنها نشان از دقیق بودن دستگیری ها دارد.

از سوی دیگر نگاهی به پیشینه پرونده های مشابه در سالهای گذشته نشان میدهد که برخورد امنیتی صرف با این افراد به دو دلیل کافی نیست. هر چند این برخوردها با استقبال جامعه از جمله فعالان آذری همراه بود و برخی از شبکه های اجتماعی آذربایجانی مانند "آذری گرام" با بیش از 25000 مخاطب این اقدام را ستوده است.

با وجود این:

اولا کمیت دستگیری های اخیر قابل امناقشه است و شاید لازم باشد افراد بیشتری در زنجان، تهران، کرج، تبریز و ارومیه دستگیر و به دستان عدالت سپرده شوند

زیرا شبکه موجود قومگرا در شمالغرب کشور از سال 1392 در سایه مسامحه های صورت گرفته فربه شده و گسترش بیشتری پیدا کردهاست. این افراد تهدیدی برای جامعه و نظم عمومی به شمار می روند نباید آزادانه در اجتماع اجازه حضور داشته باشد. حتی لازم است برخی از آنها بجای زندان به بیمارستان روانی منتقل شوند.

دوما؛ کیفیت دستگیری و اقدام قضایی علیه تجزیه طلبان از اهمیت بیشتری برخوردار است. تجربه چند سال گذشته نشان میدهد که پس از انتقال این افراد به دادسرا، احکام قضایی سبک و کوتاه مدت علیه آنها از سوی دادگاه صادر میشود که آن نیز در مرحله تجدید نظر کوتاهتر شده و این افراد پس از چند ماه آزاد شده و مجددا جامعه و ملت ایران را مورد هجمه قرار می دهند. برخی نیز از احکام دادگاه به عنوان ویزای مهاجرت به اسکاندیناوی استفاده کرده اند. بنابراین دستگیری آنها بیشتر "موهبت" محسوب میشود تا اقدام تادیبی.

این رویه به معنای "کم هزینگی" اقدام علیه امنیت ملی در کشور ایران است و بدیهی است هنگامی که هزینه جرمی کمتر باشد و یا حتی فوایدی هم داشته باشد آن اقدام مجرمانه، توسعه پیدا میکند.

مقامات قضایی و امنیتی باید هزینه نفرت پراکنی قومی و تجزیه طلبی را به قدری بالا ببرند که اولا "بازدارنده" باشد و دوما باعث عبرت و وحشت سایر مجرمین بالقوه شود

حبس های کمتر از 10 سال و بدون "جریمه های نقدی سنگین و کمرشکن" در مواردی از این دست به هیچ وجه باز دارنده نیست و بدون آن بهتر است این افراد اصولا دستگیر نشوند.

نکته پایانی؛ مساله "ستایش از جرم و مجرم" است. عنوان اتهامی اخیر در بسیاری از کشورها جرم انگاری شده و قوانین دول پیشرفته و توسعه یافته، ستایش از مجرمین یا جرم را نوعا جرم تلقی کرده و با آن برخورد می‌کند

چگونه میتوان انتظار داشت جامعه از لوث عناصر پلید و گجستک پاک شود در حالیکه عده ای در فضای مجازی و محافل عمومی به خود اجازه میدهند با ستایش از مجرمین یا اقدام مجرمانه بدان تقدس دهند؟!

بنابراین لازم است مسئولان قضایی و امنیتی با افرادی که در شبکه های اجتماعی به ستایش دستگیرشدگان اخیر پرداخته و تبلیغ جرم میکنند برخورد بایسته را به عمل آورده و آنها را نیز فورا دستگیر و زندانی کنند.

با این ترتیب بسته برخورد مناسب با این افراد تکمیل شده و می‌توان گفت جامعه در برابر افراد بیمار و جامعه ستیز بیمه شده است.

این همان کاری است که هر حکومتی باید انجام دهد: محافظت از شهروندان در برابر آسیب و خشونت افراط گرایان.

 

توضیح: ستون پنجم به گروهی از مردم گفته می‌شود که در نهان به تضعیف گروه بزرگتری که ظاهراً باید به آن وفادار باشند می‌پردازند.

در هفته گذشته اخبار ضد و نقیضی در خصوص آزادسازی 11 هزار هکتار از زمین توسط قوای نظامی جمهوری باکو، در رسانه ها منتشر شد.

ولی مگر نخجوان اشغال شده بود که کسی آن را آزاد کند؟

تحلیل راهبردی

سند هفته

طراحی وب سایت وب و تو

تازه ترین اخبار جمهوری باکو

cache/resized/f5531f484448d9f3a9e5f61ac51e20a5.jpg
وزیر امور خارجه ارمنستان از اسراییل خواست به جمهوری باکو سلاح نفروشد. به گزارش پایگاه اینترنتی " آخار" سهراب مناتساکانیان در گفتگو با شبکه " کان نیوز" گفت : "
cache/resized/ca0cda489279ce1bab0723d51f8756d5.jpg
به گزارش وب سایت خبری- تحلیلی آذریها، گروهی از رسانه های مهم اسرائیل طی سفری به باکو، به بررسی مناسبات دو کشور پرداختند. به گزارش آذرتاج (خبرگزاری رسمی)، هیات
cache/resized/7270ed6a873b85592a9ae1bd4ddc3339.jpg
روزنامه ینی مساوات طی مطلبی بر علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، اتهاماتی علیه این نیروی نظامی مطرح کرد. به گزارش وب سایت خبری- تحلیلی «آذریها» نشریه ینی
cache/resized/b240717036a81ef6208caf8d330d2333.jpg
گروهک موسوم به کانون به اصطلاح آذربایجان واحد با دعوت از گروههای تجزیه طلب و معاند ایرانی به باکو، نشستی تحت عنوان « اولین همایش آذربایجان واحد» برگزار کرد.
cache/resized/91dc85bdaba8c27a092a21bf92681ba6.jpg
  "دادگاه حقوق بشر" اروپا دولت جمهوری باکو را به پرداخت 24 هزار یورو جریمه بخاطر نقض حقوق سردبیر پیشین نشریه "صدای تالش" محکوم کرد. به گزارش پایگاه اینترنتی
cache/resized/7a5e93dfb94d6b0b22599416ff2c666c.jpg
بنا بر تصمیم دولت ارمنستان کلیه کسانی که طی سال‌های 1988 الی 1992 میلادی/1367 الی 1371، مجبور به ترک خانه‌های خود در جمهوری  باکو شده و به تابعیت جمهوری
cache/resized/025ded0b1262f74a1b9ab782f8bc61ad.jpg
میرزا حسنعلی اغلو تحلیلگر باکویی در یادداشتی از رویکرد ضدایرانی حزب مساوات به ویژه در میتینگ اخیر این حزب که به بهانه تنش در ناگورنو- قراباغ برگزار شده بود،
cache/resized/0d775c3718c0a3ff1d85a5c8578870b2.jpg
تعدادی از شهرداران فرانسه طی سفر به ارمنستان از جمهوری قراباغ کوهستانی دیدار کردند. به گزارش آذریها، وزارت امور خارجه باکو این اقدام را محکوم کرده است. سخنگوی
cache/resized/23671a312894d1fb65750549c04d7384.jpg
اقبال به خانواده به ثبت نام کودکان خود در مدارسی که بنیان آموزشی آنها به زبان روسی است در جمهوری باکو رو به افزایش است. به گزارش وب سایت خبری- تحلیلی آذریها
cache/resized/f316c6150309fd995e77cfc7c3f250b4.jpg
خبرگزاری آذرتاج خبر داد شرکت های تسلیحاتی ترکیه، روسیه ، رژیم صهیونیستی و بلاروس، گسترده ترین حضور را در نمایشگاه تسلیحاتی باکو ، ADEX-2018 دارند. آذرتاج
cache/resized/67694311a47c9edefcb34abe306ca672.jpg
خبرگزاري "اسپوتنيک" از افزايش تقاضاي تحصيل در مدارس روس زبان در جمهوري آذربايجان خبر داد و نوشت افزايش تقاضا موجب کمبود فضاي آموزشي و معلم در مدارس روس زبان در
cache/resized/c3cc69bb7871bd2d0b3954be05d8f75a.jpg
پايگاه اينترنتي « ويرتوالاذ» جمهوري آذربايجان مصاحبه منتشرنشده اي از حيدر علي اف، رييس جمهوري پيشين اين کشور را که 27 سال پيش انجام شده است، منتشر کرد که