•  | 

نقش مجلس شورای ملی در پاسداری از تمامیت ارضی ایران /بهمنی قاجار

"خاک خراب قابل آبادی است . ولی وقتی زمین نیست ، آبادی را باید کجا کرد ؟ این هفده سال که مشروطه بود گرچه نتوانستیم قدمهای خوب برداریم ولی الحمدالله ذره ای هم خاک خراب از دست ندادیم "

جملاتی که در بالا بیان شد ، بخشی از نطق تاریخی شادروان سید حسین مدرس یکی از مشهور ترین نمایندگان تمامی ادوار مجلس شورای ملی است که در جلسه علنی مجلس شورای ملی به تاریخ دهم عقرب (آبان ماه ) 1303 ایراد شد . این نطق نشان می دهد که یکی از مهمترین اهداف نهضت مشروطیت پاسداری از استقلال و تمامیت ارضی ایران بوده و در دیدگاه سید حسین مدرس یکی از رسالتهای عمده مجلس شورای ملی و شاید عمده ترین رسالت آن ، پاسداری از تمامیت ارضی ایران بود . در نامه تاریخی سید محمد صادق طباطبایی در مورد لزوم مشروطیت پیش از پیروزی جنبش مشروطه و نیز در نامه ممتاز الدوله سومین رئیس اولین دوره مجلس شورای ملی به محمد علی شاه قاجار بر اهمیت نظام مشروطه و حکومت برخاسته از رای نمایندگان مردم در راستای پاسداری از تمامیت ارضی ایران تاکید می گردد که این موضوع نیز نشانه ای از هدف بنیانگذاران نظام مشروطه برای بهره برداری از حکومت مشروط و مجلس شورای ملی در جهت دفاع از تمامیت ارضی ایران است . البته موضوع ضرورت پاسداری از تمامیت ارضی ایران به یاری نیروی ملی نزدیک به 100 سال پیش از مشروطه مطرح شده بود.  درحقیقت از هنگام جنگ‌هاي ايران و روس، بهره‌گيري از نيروي ملت براي مقابله با تجاوز خارجي مورد توجه قرار گرفت. سپس در جريان جنگ هرات، محمدشاه قاجار با صدور بيانيه‌اي خطاب به مردم ايران، فصل نويني در بهره‌گيري از افكار عمومي و نيروي ملت گشود. محمدشاه در بيانيه خود ابراز مي‌دارد:

مردم ايران چنان تصور ننمايند كه من از سفر و جنگ خسته شده يا نيتي كه در پس گرفتن اسراي ايران داشتم، تغيير دادم، هرگز. به خدا قسم اسراي ما خاطر جمع باشند كه تا جان دارم از نيت برگشت نخواهم كرد و به فضل خدا همه اسرا را پس خواهم گرفت... هر چه دارم براي شما مي‌خواهم، نه در بند خانه و اطاقهاي با زينت و لذت و خوشگذراني هستم، همين قدر از خدا طالبم اذيت‌هايي كه از همسايگان اوزبك و ساير تركمانان به خراسان رسيد، پس بگيرم و ذلت به هيچ‌كس نكنم، اين منتهاي لذت من است، همانا شما برادران ديني و غيور من هستيد. 

محمدشاه در اين اعلاميه، خود را درباره پاسداري از مرزهاي ايران به ملت پاسخ‌گو دانسته و به آنان در مورد دلايل عقب‌نشيني از هرات توضيح داده و براي آينده طلب ياري و همكاري مي‌كند. اين اقدام بي‌سابقه از اهميت يافتن افكار عمومي و نيروي ملت به عنوان قدرتي كه از كشور نگاهداري مي‌نمايد، حكايت مي‌كند. در سال 1273 قمري و به دنبال تجاوز انگليس به جنوب ايران، درخواست جهاد ناصرالدين‌شاه از مردم ايران نيز نشانه‌اي ديگر از اهميت يافتن نقش مردم در مبارزه با استيلاطلبي دشمن خارجي به شمار مي‌رود. در بخشي از اين درخواست جهاد، تصريح شده است:

بر ما و جميع مسلمانان واجب افتاد كه فكر استوار كنيم و از خداي خواستار شويم و به ياري رسول مجتبي و علي مرتضي از جهاد و غزا، نپرهيزيم و غرور خصم را در هم شكنيم تا مكشوف افتد كه ملت شريف اسلام و دولت غيور ايران، خوار و ذليل انگليسي نخواهد شد و من كه پادشاه مملكت و خداوند سلطنتم در تقويم دين و دولت، جان و مال خويش را ايثار داشته، نثار خواهم كرد، همانا چاكران غيور و رعاياي ديندارما، هرگز ما را تنها نخواهند گذاشت.

با وجود اين‌گونه اعلاميه‌ها و با اينكه در مذاكرات ديپلماتيك نيز مقامات ايراني به واكنش افكار عمومي ايران در برابر هرگونه تجاوز به تماميت ارضي ايران اشاره مي‌كردند و به مقامات خارجي در اين باره هشدار مي‌دادند، اما تا حاكميت ملي برقرار نمي‌شد، امكان بهره‌مندي مؤثر از نيروي ملت در برابر قدرت خارجي وجود نداشت. از اين رو نخبگان فكري ايران در صدد برآمدند تا با تغيير نظام و حاكم كردن ملت بر سرنوشت خويش و ايجاد مجلسي كه از برگزيدگان ملت نمايندگي كند، در برابر مطامع بيگانگان ايستادگي نمايند. در نامه سيدمحمد طباطبايي روحاني پيشرو و آزادي‌خواه به مظفرالدين‌شاه، اهميت موضوع پاسداري از تماميت ارضي ايران در فكر مشروطه‌خواهي ايرانيان به روشني آشكار است. طباطبايي در اين نامه تصريح كرده است:

مجلس اگر باشد اين ظلم‌ها رفع خواهد شد، خرابيها آباد خواهد شد، خارجه طمع به مملكت نخواهد كرد، سيستان و بلوچستان را انگليس نخواهد برد، فلان محل را روس نخواهد برد، عثماني تعدي به ايران نمي‌تواند بكند.

 

 بر اساس چنین اهدافی بود که تلاش شد در نظام حقوقی برآمده از جنبش مشروطه نیز ساز و کارهایی برای پاسداری از مرزها ی ایران پیش بینی گردد . در اصل بیست و دوم قانون اساسی مشروطه ، تغییر در حدود و ثغور مملکت منوط به تصویب مجلس شورای ملی گردید . در اصل سوم متمم قانون اساسی نیز تصریح شده بود که حدود مملکت ایران و ایالات و ولایات و بلوکات آن تغییر پذیر نیست مگر به موجب قانون .در اصل سی و نهم متمم نیز شاه موظف گردیده بود پیش از رسیدن بر تخت سلطنت به کلام الله مجید سوگند یاد نماید که حدود مملکت را محفوظ و محروس بدارد . پيدايش نظام مشروطه و مجلس شوراي ملي و به رسميت شناخته شدن حاكميت ملت، در عمل نيز در پاسداري از مرزهاي ايران تأثيرگذار گرديد.. مجلس شوراي ملي حتی در راه پاسداري از مالكيت تاريخي ايران بر بحرين و جزاير سه‌گانه گام‌هاي مهمي برداشت كه در اين راستا مي‌توان به اقداماتي همچون تعيين سهميه يك نماينده براي بحرين در مجلس شوراي ملي اشاره كرد.

نظام مشروطه با وجود ضعف‌ها و ناكارآمدي‌هايش در بحبوحه بحران‌هاي بزرگ بين‌المللي همچون جنگ جهاني اول كه منجر به فروپاشي امپراتوريها‌ي چند صد ساله اتريش و عثماني گرديد، از تماميت ارضي ايران پاسداري كرد و مانع از تجزيه حتي يك وجب از خاك ايران شد. سيدحسن مدرس در نطق معروف خود در دهم آبان ماه 1303 تصويري روشن از نقش نظام مشروطه در پاسداري از تماميت ارضي ايران ارائه داده و مي‌گويد:

در اين هجده يا هفده سال به يك مشي حركت شد و حركت كردند و بنده بلااستثناء همه مشروطه‌چي‌ها را خوب مي‌دانم. يعني تقصير نكردند كه ضرر به مملكت وارد كنند، بلي قدم‌هايي پيش نرفتند، يك خدمت‌هاي عالي نكردند، يك اصلاحات فوق‌العاده‌اي نكردند. ليكن الحق و الانصاف ضرري در اين چند سال هم به مملكت وارد نكردند. شايد عقيده شخص بنده باشد، هر وقت به فكر مرحوم ناصرالدين‌شاه مي‌افتم، طلب مغفرت مي‌كنم، اما تأسف مي‌خورم كه كاش «مرو» را در خرابي گذارده بود. خاك خراب قابل آبادي است، ولي وقتي زمين نيست آبادي را بايد كجا كرد؟ اين هفده سال كه مشروطه بود گرچه نتوانستيم قدم‌هاي اصلاح خوب برداريم ولي الحمدالله ذره‌اي هم خاك خراب را از دست نداديم. انشاءالله هر وقت رجال مملكت، مردمان وطن‌خواه، موفق شدند، هر جا هم خاك خراب است، آباد مي‌كنند. در سفر مهاجرت وقتي كه دفعة دوم برگشتيم، از بين‌النهرين آمديم به قصر تا ماهيدشت، جايي كه زيرش بنشينيم نديديم... لكن شاكر بوديم كه خاك خراب باقي است. حالا همه ساخته شده است. غرض عرض بنده اين است كه اصولاً در اين سال‌هاي مشروطه يك خرابي وارد نشد بلكه اصول محفوظ ماند و اگر صدگونه اختلاف داشتيم در اصل و مرام متفق بوديم.با توجه به اهمیت حفظ تمامیت ارضی در جنبش مشروطه ، در تاریخ هفتاد و سه ساله نظام مشروطه ، هرگاه که به طور عملی اثری از آثار مشروطیت در جامعه سیاسی ایران وجود داشت و حداقل تعدادی از نمایندگان مجلس شورای ملی نمایندگان واقعی ملت بودند ، موضوع پاسداری از تمامیت ارضی ایران در اولویت مجلس شورای ملی قرار داشت . در این میان ، می توان مصادیق گوناگونی را در مورد نقش مجلس شورای ملی در پاسداری از تمامیت ارضی ایران بر شمرد . در دوره اول مجلس شواری ملی ، نمایندگان مجلس به تجاوز قشون عثمانی به داخل خاک ایران و اشغال ساوجبلاغ مکری (مهاباد ) به وسیله عثمانی به شدت اعتراض می کنند ، این اعتراض که نشانه ای از عزم ملی ایرانیان برای مقابله با هر تجاوزی بود ، تاثیر بخشید و قشون عثمانی ، مهاباد را تخلیه کرد . در دوره دوم مجلس شورای ملی ، نمایندگان مجلس از وزیر امور خارجه در مورد تعلل در اعمال حاکمیت ایران بر جزیره ابوموسی سوال می نمایند. در دوره های چهارم، پنجم و ششم مجلس شورای ملی ، نمایندگان مجلس در مورد اعمال حاکمیت ایران بر بحرین تلاش می کنند .در دوره های هفتم تا سیزدهم ، مجلس شورای ملی جنبه فرمایشی داشت و نمایندگان آن برگزیده ملت نبودند بلکه بر اساس اراده رضاشاه به نمایندگی انتخاب شده بودند . در این عصر ، هزار کیلومتر مربع از خاک ایران در سر حد ایران و افغانستان از ایران تجزیه گردیده ، مالکیت ایران بر دشت زهاب خاوری و نیمی از اروند رود با انعقاد عهد نامه سر حدی 1937 ایران و عراق از میان رفت و بخشهای گسترده ای از مناطق مرزی ایران و ترکیه به ویژه منطقه آغری داغ کوچک و کوه آرارات کوچک نیز از خاک ایران تجزیه شد و همگی این رویدادهای ناگوار در فقدان مجلسی که از برگزیدگان ملت نمایندگی کند و بر اثر اراده شخصی دیکتاتور حاکم ، بر ملت و کشور ایران تحمیل گردید . اما پس از سقوط دیکتاتوری رضا شاه و در دوره چهار دهم مجلس شورای ملی ، نقش مجلس در پاسداری از تمامیت ارضی ایران بار دیگر اهمیت پیدا می کند . دوره چهاردهم مجلس در برابر نقشه انگلیسی ، تاسیس کمیسیونهای سه جانبه قیومیت که به معنای تقسیم ایران به سه قسمت بود ، مقاومت می کند در پایان همین دوره مجلس ، نمایندگان با انتخاب احمد قوام به نخست وزیری و نیز با سخنرانیهای پرشور به رویارویی با تلاش شوروی برای تجزیه آذربایجان رفتند . در دوره پانزدهم ، نمایندگان مجلس در مصوبه ای قانونی ، دولت را مکلف به اقدام برای اعمال حاکمیت بر بحرین کردند . در این دوره ، عباس اسکندری یکی از نمایندگان مجلس مجموعه سخنرانیهایی در مورد بحرین و ضرورت اعمال حاکمیت دولت ایران بر این جزیره کشور ایراد می کند . در دوره شانزدهم مجلس شورای ملی نیز در ضمن تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت ، موضوع ملی شدن نفت بحرین نیز مورد توجه قرار گرفت . در دوره هفدهم مجلس شورای ملی نیز حسین مکی از نمایندگان با نفوذ مجلس ، دکتر فاطمی وزیر امور خارجه وقت را به دلیل سفر به بغداد و حضور در نشستی که مسئول سیاست خارجی بحرین نیز در آن حاضر بود ، استیضاح می نماید . اما نقش مجلس شواری ملی در حراست از تمامیت ارضی ایران بدنیال کودتای بیست و هشتم مرداد ماه 1332 و فرمایشی شدن دگرباره مجلس به شدت تنزل پیدا می کند . . در دوره هیجدهم مجلس شواری ملی ، قصبه فیروزه و خلیج حسینقلی از ایران تجزیه می گرد و در دوره بیست و دوم مجس شورای ملی نیز مجلس بدون مقاومت ، جدایی بحرین از ایران را نظاره می کند و تنها یک اقلیت چهار نفره است که دولت را به دلیل این اقدام استیضاح می نماید . استیضاحی که با همراهی اکثریت قاطع مجلس با دولت ، ره به جایی نمی برد . بدین ترتیب در نبود مجلسی که از اراده آزاد ملت نمایندگی کند و بر خلاف ادوار کوتاهی که نظام مشروطه به صورت عملی بر کشور حاکم باشد ، بخشهایی از خاک ایران تجزیه می گردد .

منبع- روزنامه شرق 14 مرداد 1391

تاریخ: سه شنبه 17 مرداد 1391  1:21 AM

نظر خود را برای ما ارسال کنید

نام شما:
ایمیل شما:
نظر شما:
برای ثبت نظرات و نقدهای خود، باید در وب سایت عضو باشید.
کد امنیتی:
Jasjoo CAPTCHA
تمام حقوق مادی و معنوی این تارنما متعلق به تارنمای آذری ها می باشد و بهره گیری از مطالب آن با یاد کرد از منبع آزاد می باشد .