•  | 

سیدجواد طباطبایی: همه چیز در ایران متولی دارد جز ایران/ پان ترکیسم ملغمه ای از بیسوادی و بیشعوری است

  سیدجواد طباطبایی در گفتگو با شماره جدید مهرنامه که در واقع شرح بخشی از زندگی نامه وی بود به مسائلی همچون پیشه وری، فرقه دموکرات، پان ترکیسم و ملی گرایی پرداخت.

به گزارش سایت خبری – تحلیلی آذری ها استاد جواد طباطبایی در گفتگو با مهرنامه با اشاره به تجربه های تاریخی عنوان داشت "زمینه رشد پان ترکیسم اشکالات مدیریتی در کشور است اما قدرت های منطقه ای نیز در تداوم آن نقش اساسی دارند". وی با اشاره به وجود زبان های محلی در ایران ادامه داد: زبان های محلی ایران از لحاظ فرهنگی فاقد اهمیت اند و بیش از این قابلیت بسط و گسترش ندارند. محمد قوچانی،حامد زارع و محمد هاشمی در گفتگو با جواد طباطبایی اظهار داشت که زاد روزش توام با تسلط ارتش سرخ و فرقه دموکرات پیشه وری بر تبریز بوده است.

طباطبایی در خصوص هویت مردم آذربایجان گفت هر چه در اطراف خودم نگاه می کنم کمتر کسی را می بینم که حس ترک بودن را بر


در ایران اقلیت نداریم،تمایزها و تفاوتها داریم که مایه غنا است

احساس ملیت ایرانی ترجیح دهد. البته ترک را به مسامحه به کار برده ام. آذربایجانی ها ترک نیستند. بلکه ایرانیانی هستند که به یکی از زبان های مشتق از ترکی سخن می گویند.

 

استاد طباطبایی با اشاره به برخی تحرکات نفرت پراکنانه قومی در سال های اخیر در پاسخ به سوالی در خصوص آموزش و پرورش گفت:

«پان ترکیست ها حرف بی ربط زیاد می گویند و افسانه می بافند و چیزی از پیچیدگی های سیاسی نمی فهمند».

استاد سابق دانشگاه تهران در در فرازهایی از سخنان خود اشاره داشت که برای من "ایران بزرگ فرهنگی" مطرح است. وی گفت دولت های ایران از بسیاری از دولت های اروپایی مانند فرانسه که بعد از انقلاب با یک سیاست خشن فرهنگی همه زبان های رایج را از بین برده و یکسان سازی کرد بهتر عمل کرده است.در فرانسه دهها زبان وجود داشت که انقلاب همه آنها را از میان برداشت...در ایران همه چیز متولی دارد جز ایران.من در میان دوستان آذری خارج کشور که بعضی از آن ها از امپریلیسم فارسی صحبت میکنند کسی را ندیدیم که به بچه خود ترکی یاد بدهد اما همین ها از آنجا داد می زنند که بچه های تبریز باید ترکی بخوانند. مگر در زبان آذری چه منابع اساسی فرهنگ بشری وجود دارد که اینها میخواهند مدرسه آذری درست کنند! کل منابع ادبی موجود آذری را می توان در دو ترم برای پان ترکیست ها تدریس کرد.

در زیر بخش هایی از مصاحبه طولانی جواد طباطبایی را با مهرنامه می خوانید. علاقه مندان می توانند برای خواندن بخش های دیگر آن و همچنین دهها مطلب دیگر در حوزه علوم انسانی به شمار جدید (تیر 1392) مراجعه نمایند.

 

  •  هاشمي: شما آذري‌ زبان بوديد و در مدرسه فارسي را فراگرفتيد.‌ آيا تضاد ميان آذري انديشيدن و فارسي سخن گفتن را هيچ‌گاه احساس نكرديد؟ قبل از آن بفرماييد كه از چه زماني با زبان فارسي مواجه شديد؟

من در خانواده آذري‌زبان به دنيا آمده‌ام و طبيعي است كه زبان مادري‌ام آذري باشد. اما به خاطرم مي‌آيد كه وقتي راديو را به گوش‌مان مي‌چسبانديم تا بتوانيم از پس تمام خش‌ها و پارازيت‌ها، برنامه گل‌ها را بشنويم، از نخستين مواوقعي بود كه با زبان و ادبيات فارسي مواجه مي‌شديم. عمويم علاقه‌اي به موسيقي ايراني داشت و شنونده دايمي برنامه‌هاي گل‌ها بود. در حاشيه بگويم كه با او چند بار آواز خواندن اقبال آذر را به طور حضور شنيدم. علاقه‌اي نيز به ظلي داشت كه در همان زمان مرده بود اما آواز او را بسيار تعريف مي‌كرد، باري، طبيعي است كه تا وقتي در دبستان بودم، چندان فارسي نمي‌دانستم، اما وقتي وارد دبيرستان شدم به‌طور كامل مي‌توانستم فارسي بخوانم و تا حدي نيز صحبت كنم.

 

  •  هاشمي: در مورد احساس ناسيوناليستي چه چيزي مي‌توانيد بگوييد؟ شما گفتيد كه تعلق خاطري به فرقه دموكرات نداشته‌ايد، اما در گل نگاه مثبت به آنها داشتيد يا منفي؟ نگاه‌تان به آذربايجان و نسبتي كه با ايران در ذهن شما مي‌توانست داشته باشد را نيز توضيح دهيد.

نگاهم به فرقه دموكرات هرگز چندان مثبت نبود و در مورد جدا شدن آذربايجان از ايران نيز اصلاً ديدگاه مثبتي نداشتم. اما اقداماتي كه فرقه دموكرات در تبريز انجام داده بود، موجب شده بود كه مردم در مورد آنها به افسانه‌پردازي و اسطوره‌سازي روي آورند. به عنوان مثال زماني در تبريز قحطي نان پيش آمده بود و نانوايان شهر نان نمي‌پختند يا اگر مي‌پختند، گران مي‌فروختند. نزد عامه مردم مشهور است كه پيشه‌وري قول داده كه ظرف دو ساعت موضوع را حل مي‌كند. رئيس فرقه به اولين نانوايي كه مي‌رسد از شاطر مي‌خواهد كه چند نان به او بفروشد.


بریده ای از مطالب سطحی و تحریف گرایانه ارگان فرقه در 1324

وقتي شاطر از فروختن نان سر باز مي‌زند، پيشه‌وري دستور مي‌دهد كه نانوايي بيچاره را زنده‌زنده در تنور بيندازند. صبح روز پس از اين ماجرا همه نانوايي‌هاي شهر باز بوده و به تعداد كافي و حتي مازاد مورد نياز اهالي تبريز نان وجود داشته است. مردم نيز اين اتفاق را سحر و جادوي پيشه‌وري در حل مشكلات اقتصادي مي‌دانستند و آن را براي يكديگر تعريف مي‌كردند. از اين داستان‌ها در كودكي بسيار شنيده بودم بي‌آنكه كه علاقه‌اي به فرقه پيدا كنم. البته اين ماجرا يك فاجعه تمام‌عيار است، اما فرقه دموكرات اقدامات مؤثري نيز در تبريز انجام داده است. در مورد همان خيابان فردوسي گفتم از وسط شهر مي‌گذشت و به بازار مي‌رسيد، نيز مي‌گفتند كه در سال 1324 پيشه‌وري در طول يك شب مقررات منع آمد و شد برقرار كرده بود و تا صبح خيابان را آسفالت كرده بود و ظاهراً دوام آسفالت تا همين چند سال پيش هم تصور عمومي را تحت تأثير خود قرار داده بود. البته به احتمال بسيار برخي از اين داستان‌ها افسانه باقي است، اما به هر حال نخستين دانشگاه تبريز و ايستگاه راديويي شهر را فرقه دموكرات ايجاد كرد. اما به هر حال تجزيه‌طلبي فرقه امري نيست كه بتوان آن را به مسامحه برگزار كرد. براي من وحدت سرزميني ايران هميشه يك اصل غيرقابل بحث بوده است.

 

 

  • قوچاني: شما موقعي كه در تبريز بوديد، خودتان را ابتدا آذربايجاني مي‌دانستيد يا ايراني؟ تضادي در كار نبود؟

در آن موقع ما اصلاً تصور جدايي‌طلبانه از آذربايجان نداشتيم. بلكه فكر مي‌كرديم كه يكي از ايالات مهم ايران، آذربايجان است. آذربايجان، مانند همه ايالت‌هاي ديگر ايران، بخشي تجزيه‌ناپذير از ايران است. گمان نمي‌كنم در اين باره بحثي وجود داشته باشد. البته وقتي اين وحدت سرزميني پذيرفته شد مي‌توان درباره چگونگي اداره آن بحث كرد.

 

  • هاشمي: شما اينگونه فكر مي‌كرديد يا اينكه فضاي عمومي هم اينگونه بود. چون به نظر مي‌رسد اقدامات پيشه‌وري و طرفداران‌اش در راستاي جدا شدن آذربايجان از ايران بود.

اگر همه در آذربايجان خواستار جدايي از ايران بودند كه حاكميت در تهران نمي‌توانست تبريز را پس بگيرد. فرقه نواحي بسياري از آذربايجان را پيش از آن كه ارتش شاهنشاهي از تهران برسد خالي كرده بود. ترديدي نيست كه پيشه‌وري و طرفداران‌اش قطعاً نقشه‌هايي در سر داشتند كه به نظر من هرگز با خواست‌هاي مردم آن جا همخواني نداشت. تا جايي كه به خاطر دارم براي شخص من، همواره ايران بزرگ فرهنگي مطرح بوده است و از اين جهت شايد من نماينده خوبي براي پاسخ دادن به اين پرسش نباشم ولي هر چه در اطراف خودم مي‌نگرم، كمتر كسي را پيدا مي‌كنم كه حس ترك بودن را بر احساسات مليت ايراني ترجيح دهد. البته ترك را به مسامحه به كار بردم. آذربايجاني‌ها ترك نيستند، بلكه ايرانياني هستند كه به يكي از شاخه‌هاي زباني مشتق از تركي سخن مي‌گويند؛ مهاجراني تركي يا تركماني كه به تدريج در مناطق روستايي آذربايجان ساكن شده بودند به تدريج با ساكنان اصلي در هم آميخته و در آن مستحيل شده‌اند. حتي امروزه رگه‌هاي ظاهر تركي را در ساكنان برخي روستاها مي‌توان ديد، اما در شهرهاي بزرگ چنين نيست.

 

  • هاشمي: اما يكي از مسائلي كه پان‌تركيست‌ها مطرح مي‌كنند، ناظر به آموزش و پرورش است. آنها ادعا مي‌كنند كه كودكي كه تا شش سالگي به زبان آذري صحبت كرده است، وقتي در هفت سالگي وارد مدرسه مي‌شود، مجبور مي‌شود كه كه فارسي تحصيل كند. نظريات در اين مورد چيست؟

پان‌تركيست‌ها حرف بي‌ربط بسيار مي‌گويند و افسانه مي‌بافند. در همين سال‌هاي اخير يك بار در دانشگاه تبريز جواني مي‌گفت كه زرتشت هم آذربايجاني بوده و از اين ترهات. البته به شوخي به او گفتم يولداش اينكه تف سر بالاست. او گمان مي‌كرد زرتشت ترك بوده و اوستا را نيز به تركي سروده بوده است! اما بعداً فارس‌ها ـ به قو اينها ـ آن را به اوستايي ترجمه كرده‌اند. درباره پان‌تركيست‌ها چند مسأله را بايد اينجا در نظر داشت. اولاً ايران بزرگ را حوزه‌اي فرهنگي مي‌دانم كه به صورت ممالك محروسه فهميده مي‌شده است. يعني اين‌كه ايران بزرگ وحدت كثرت‌هاي قومي و فرهنگي بوده است. به خلاف پان‌تركيست‌ها نمي‌توان گفت ما را مجبور مي‌كردند كه در مدسه فارسي صحبت كنيم. ما چند ساعت در دبستان درس فارسي مي‌خوانديم، در زنگ‌هاي تفريح و پس از تعطيل شدن مدرسه نيز وقتي مي‌خواستيم با يكديگر بازي


بریده روزنامه ای دیگر از ارگان فرقه دموکرات پیشه وری

كنيم، تركي صحبت مي‌كرديم. هيچ اتفاق خاصي هم نمي‌افتاد؛ يعني زباني را ياد گرفتن براي ايرانيان اجبار سياسي نبود و نيست، اگر بتوان گفت اجبار فرهنگي است. ديگر اين‌كه تا پيش از صدور ايدئولوژي‌هاي جديد شوونيستي به ايران، ايران‌ها مسائل را به اين صورت نمي‌فهميدند. در تبريز نوعي آميزش «طبقاتي» شگفت‌انگيزي وجود داشت. البته برخي محله‌ها نسبت به برخي ديگر اعياني‌تر به حساب مي‌آمد، اما حتي اين محله‌ها هم محله‌هاي بسته نبودند. طبقات فرودست در كنار طبقات فرادست زندگي مي‌كردند. محله‌هاي به كلي اعيان‌نشين با تأخير بسيار و به تدريج در دهه چهل پيدا شدند كه دلايلي پيچيده دارد. تبريز به لحاظ شهري ساختار پيچيده‌اي داشت. تا دهه‌هاي اخير و مهاجرت‌هاي روستايي انسجام خاص خود را داشت. منظورم اين نيست كه تمايزهاي طبقاني نبود، بلكه مي‌خواهم بگويم انسجام اجتماعي به نوعي بود كه تنش‌هاي در بنيادها را به حداقل فرو مي‌كاست.

 

 

  •   قوچاني: يعني مي‌فرماييد ايدئولوژي‌هاي جديد به اين تعارض دامن زده بود؟

بله، زمينه رشد پان‌تركيسم اشكالات مديريتي در كشور است اما قدرت‌هاي منطقه‌اي نيز در تداوم و انتشار آن نقشي اساسي دارند. بيشتر پان‌تركيست‌ها ـ مثل اكثريت روشنفكري ايران ـ چيزي از پيچيدگي‌هاي سياست در نمي‌يابند. گروهي نيز در خارج از ايران وجود دارند كه دانسته يا ندانسته آب در آسياب دشمنان ايران مي‌ريزند. ايدئولوژي پان‌تركيسم مبتني بر نوعي فراموشي تاريخي است كه با آميخته شدن با افسانه بافي‌هاي به ظاهر تاريخي به ملغمه‌اي از بيسوادي و بي‌شعوري تبديل شده است. تلويزيون جمهوري آذربايجان را نگاه كنيد خواهيد ديد عقب‌ماندگي و ابعاد بيسوادي تا كجاست من برنامه‌اي ديدم كه ثابت مي‌كرد ابن‌سينا از فيلسوفان آذربايجان بوده است. به اين دليل كه ابن‌سينا در همدان وزير بوده و در همان شهر نيز فوت كرده است و از آنجا همدان يكي از شهرهاي آذربايجان «جنوبي» است، پس او آذربايجاني است. يعني ابن‌سينا متعلق به آذربايجان و آذربايجان متعلق به جمهوري آذربايجان به رياست الهام علي‌اف و شركا است. فكر نمي‌كنيد اين طور جعل تاريخ بيش از حد ابلهانه است. البته، الهام علي‌اف نه سوادي دارد و تجزيه و نمي‌تواند بداند، اما رفيق حيدر علي‌اف مي‌دانست كه همه دانشگاه‌ها و علماي اتحاد جماهير هفتاد سال از اين افسانه‌ها مي‌بافته‌اند. امروزه از آن همه علم جز انبوهي كاغذ باطله براي خمير كردن باقي نمانده است. سال‌ها پيش دوست كُردي هم مي‌گفت كه چون مادر ابن‌سينا كُرد بوده بايد او را كُرد به شمار آورد. درواقع، اين عقب‌ماندگي را اگر با فلسفه ابن‌سينا تركيب كنيم بايد بگوييم: فلسفه عقب‌ماندگي!

 

  • زارع: اما اينكه در ايران چندين قوم و نژاد...

ببينيد! ايران به لحاظ تاريخي پيوسته ممالك محروسه بوده است. در ايران هميشه به چند زبان صحبت مي‌شده است. دولت‌هاي ما نيز در مجموع دولت‌هاي بدي بوده‌اند اما همين دولت‌هاي بد ما از بسياري دولت‌هاي پيشرفته اروپايي نظير فرانسه كه پس از پيروزي انقلاب 1789 با يك سياست فرهنگي خشن همه زبان‌هاي رايج در كشورش را از بين برد و يكسان‌سازي كرد، بهتر عمل كرده‌اند. در فرانسه دهها زبان وجود داشت كه انقلاب فرانسه آنها را از ميان برداشت. اما تنوع فرهنگي ايران اين امكان را داده است كه به طور مثال احمد كسروي در اندروني خانه‌اش تركي صحبت كند و در جامعه يكي از نويسندگان طراز اول فارسي باشد. بنابراين تعارضي وجود نداشته است كه بخواهد برطرف شود. اما اين كه برخي مي‌گويند شما تحت ستم بوده‌ايد و نمي‌دانستيد كه دارند به اجبار زبان فارسي را در مدارس به شما مي‌آموزانند، مسأله جديدي است كه پشتوانه فرهنگي و تاريخي ندارند و نشأت گرفته از ايدئولوژي‌هاي جديد است. گمان نمي‌كنم برخي كساني كه اين سخان را مي‌پراكنند مجاني اين كار را مي‌كنند. من يك بار گفتم كه در ايران همه چيز و همه كس متولي دارد، جز ايران. من در ميان دوستان آذري خارج كه برخي از آنها حتي از امپرياليسم فارسي و غيره سخن مي‌گويند هيچ يك را نديده‌ام كه به بچه خود تركي هم ياد بدهد. اما همين از پاريس و لندن و نيويوك شعار مي‌دهند كه بچه‌هاي تبريزي بايد تركي درس بخوانند. مگر در زبان آذري چه منابع

اساسي فرهنگ بشري وجود دارد كه اينان مي‌خواهند مدرسه آذري درست كنند و زبان امپرياليستي فارسي را تعطيل كنند؟ كل منابع ادبي موجود آذري را مي‌توان در دو ترم در دانشگاه براي پان‌تركيست‌ها تدريس كرد. من مخالفتي با اين تدريس ندارم و ضروري نيز هست. حيدر باباي شهريار يك اثر بزرگ ادبي است. من اگر فارسي زبان مي‌بودم و دانشجوي سال دوم دانشگاه، در چنين كلاسي شركت مي‌كردم و ياد مي‌گرفتم.

اما ادعاهاي پان‌تركيست‌ها از سنخ ديگري است. مي‌گويند زبان فارسي را دولت اجبار كرده است و نتيجه مي‌گيرند كه براي مبارزه با آن بايد زبان آذري را اجباري كرد يعني سلب آزادي زبان در حرف زدن، نوشتن و حتي راديو و تلويزيون از مردم و اجبار آنها به پان‌تركيسم. يك ايراني متوسط را با يك اهل آذربايجان به اصطلاح «شمالي» مقايسه كنيد، البته اگر روسي يا چند كلمه انگليسي نداند، خواهيد ديد كه استاد دانشگاه باكو به اندازه دهاتي ايران سواد و بيشتر از آن شعور ندارد. به تجربه مي‌گويم! چند دانشجوي دوره دكتري باكو به من مراجعه كرده‌اند و از طريق انها مي‌دانم كه حد دانشگاه‌ها و استادان چگونه نازل است. اين ربطي به زبان دارد. اجبار به تركي خواندن محروم كردن فرد از سرمايه عظيم فرهنگي است كه زبان فارسي توليد كرده يا به اين زبان منتقل شده است. يك جمله از همين زرتشت كه گويا آذري است يا ابن‌سينا كه اخيراً تغيير مليت داده به آذري ترجمه كنيد تا بعداً در مورد آن بحث كنيم. برخي از مدعيان كه در سال‌هاي اخير در خارج زندگي كرده‌اند و گمان مي‌كنند چيزي ياد گرفته‌اند مثال‌هاي خنده‌داري هم ياد گرفته‌اند و تكرار مي كنند.

ببينيد مثال زدن كشورهاي پيشرفته مشكلي را حل نمي‌كند كشورهاي اسكانديناوي كه گويا از مثال‌هاي جالب است با پشتوانه‌اي كه زبان آلماني دارد، مثال بدي است. اين كشورها زبان دومي دارند كه به تدريج دارد به زبان علم تبديل مي‌شود كه انگليسي است. با هفت، هشت يا ده ميليون جمعيت؛ يك زبان نمي‌تواند فرهنگي پايدار و گسترده پيدا كند. امروزه براي كشورهاي اسكانديناوي صرف نمي‌كند كه همه منابع اساسي را ترجمه كنند. البته در كشورهاي پيشرفته زبان را ياد مي‌گيرند. هر آلماني، هلندي، سوئدي و... سه چهار زبان را مي‌داند. اما ما داريم اينگونه تبليغ مي‌كنيم كه آن يك زباني را كه مجاني ياد مي‌گيريم و البته دريچه‌اي به دنياي از فكر و فرهنگ است فراموش كنيم و به اجبار آذري بياموزانيم و به «دده گور گوت» خويش، كه گويا حماسه ملي تركان است، برگرديم.

 

حدود ده سال پيش زماني كه در برلين زندگي مي‌كردم يك بار دوستي را ديدم كه دعوت شده بود در جلسه هويت چيان تركي شركت كند. پدر او از رجال مهم ايران و اهل تبريز بود و به نظر من از باب استفاده ابزاري او را دعوت كرده بودند. به او گفتم كه اگر من جاي او بودم در چنين جلسه‌اي شركت نمي‌كردم. او نيز پاسخ داد كه حتي سخنراني خود را نيز به زبان فارسي انجام مي‌دهد. اگرچه او كاملاً آذري زبان است، اما به گفته خودش اصلاً نمي‌توانست مباحث جدي سياسي را به تركي بيان كند. از او در مورد مباحثي كه قرار است در كنفرانس طرح شود نيز پرسيدم. مي‌گفت آنها خواستار تأسيس مدارس آذري زبان در نقاط مختلف آذربايجان هستند، چرا كه معتقدند حكومت به اجبار دانش‌آموزان را به زبان فارسي ياد گرفتن وادار مي‌كند.

به او گفتم كه اين درست نيست. چرا كه ما مجبور بوده‌ايم كه زبان فارسي بياموزيم، نه ما مي‌توانيم اجبار كنيم كه آذري تدريس شود. اين‌كه ما فارسي ياد گرفته‌ايم، امري تاريخي است كه به طور تاريخي اتفاق افتاده است. چند صد سال تركان بر ايران فرمان رانده‌اند چرا نتوانسته‌اند اجبار كنند كه زبان فرهنگي همه ايرانيان تركي باشد. زبان فارسي را تركان به هندوستان برده‌اند. مگر سلطان محمود نمي‌توانست بخشنامه صادر كند كه به جاي چهارصد شاعر زرين‌كمر فارسي زبان، پانصد شاعر زرين‌كمر ترك زبان براي دربار استخدام كنند. او كه قدرتي بيش از تاواريش الهام علي‌اف داشت نمي‌‌توانست اين امر را اجباري كند اين امر است معناي تاريخي وضع كنوني ما.

باري، به آن دوست گفتم بر فرض دهم كه اين يك اجبار باشد و بر منطق استبداد بنياد گرفته باشد، جانشين كردن يك استبداد با استبداد ديگر طيره عقل است. سپس به او گفتم كه من و تو هر دو تبريزي هستيم و اوضاع آذربايجان را مي‌شناسيم. اگر همين فردا سه مدرسه انگليسي زبان فارسي زبان و آذري زبان را كنار يكديگر تأسيس كنند، سي يا چهل نفر بيشتر در مدرسه آذري اسم‌نويسي نمي‌كنند اما همين تبريزي‌ها از نيمه‌هاي شب براي ثبت‌نام در مدرسه انگليسي صف مي‌بندند. اين واقعيتي كه به تجربه بر آن واقفم. چه اين‌‌كه يك سال تحصيلي را در دبيرستان فرانسوي تبريز تدريس داشتم و شاهد علاقه پدران و مادران به ثبت‌نام فرزندان‌شان در اين گونه مدرسه بوده‌ام.

يك نكته سياسي ديگر هم وجود دارد كه به‌ويژه براي مهاجراني مي‌گويم كه در سال‌هاي اخير چيزهايي از سوئد و سوئيس ياد گرفته‌اند و فكر مي‌كنند اگر آذربايجان به قول اينان جنوبي به شمالي بپيوندد. اين مجموعه بهشت برين مي‌شود. ترديدهاي بسياري در وجود چنين بهشتي وجود دارد و تاريخ هم تاكنون نشان نداده است كه بهشتي روي زمين تحقق پيدا كرده باشد. اما همان آذربايجان شمالي جزيي از جهنمي در همسايگي ما بوده است. چرا كه جمهوري علي‌اف هم هنوز ادامه همان استبداد استاليني است.

اگر در ايران زبان افرسي زبان دانش و فرهنگ نمي‌بود، لاجرم مي‌بايست زبان ديگري از بيرون تحميل مي‌شد. مثال هند جالب‌تر است كه پان‌تركيست‌ها خيلي علاقه‌اي به آن نشان نمي‌دهند در هند صدها زبان وجود دارد، اما هند به‌عنوان يك دولت ناچار يا فارسي حرف زده يا انگليسي زبان‌هاي محلي ايران، اعم از زبان‌هاي ايراني و غيرايراني، آذري يا كُردي و... زبان‌هاي فرهنگي مهم نيستند، از آذري آذربايجان شمالي واژه‌هاي فارسي را حذف كرده‌اند، اما ناچاري روسي وارد شده است. شاهكار زبان آذري كنوني همان حيدر بابايه سلام است و بيش از آن نمي‌توان بسطي به آن زبان داد، مي‌توان مجبور كرد كه آذربايجاني‌ها فارسي را فراموش كنند و جز به زبان آذري تحصيل نكنند، اما روسي يا انگليسي جاي فارسي را خواهد گرفت.

 

  • هاشمي: يعني شما هيچ وقت به‌عنوان يك آذربايجان و آذري زبان احساس اقليت بودن را در تهران تجربه نكرديد؟

البته كه نه البته ما دانشجويان آذري در آغاز لهجه تركي داشتيم و مي‌دانيد كه بدترين مكان براي يك آذري زبان، دانشكده حقوق است، چون همه درس‌ها يك حرف «قاف» دارد شوخي‌هايي هم در اين ميان مي‌شد، اما اين چيزي است كه شامل همه شهرستاني‌ها مي‌شد و البته بگذريم از اين‌كه خودمان در تبريز بسيار به لهجه اهالي ديگر شهرستان‌هاي آذربايجان خنديده بوديم. اقليت بودن با متفاوت بودن فرق دارد. در ايران اقليت نداريم. تمايزها و تفاوت‌ها داريم كه مايه غناي فرهنگي و احساسي ماست. با كمي شيطنت مي‌گويم كه فارسي زبان كمي مغبون است كه هيچ يك از زبان‌ها و فرهنگ‌هاي فرعي ديگر كشور را نمي‌شناسد. من و يك كُرد و... به وجوهي از فرهنگ اين كشور دسترسي داريم كه بسياري از شما نداريد.

يك شوخي ديگر اين كه برخي فكر مي‌كنند رضاشاه و سياست استعماري پشتيبان او، اين شوخي با شهرستاني‌ها را باب كرده‌اند تا ـ سابقاً چپي‌ها مي‌گفتند ـ انتقام خودشان را از خلق‌هاي پيشرو ـ يعني اينجا اهالي تبريز كه مكان صدور عقب‌مانده‌ترين گروه‌هاي توده‌اي‌ها و چريك‌ها بود ـ بگيرند! زمان شمس تبريزي كه هنوز تبريز آذري ـ در معناي قديم ـ حرف مي‌زد مي‌گفتند تبريزي خر است. دليل آن هم اين جمله شمس است كه مقالات او را يكي از مفاخر بزرگ تبريز تصحيح كرده. از جمله نقل مي‌كنم شمس مي‌گويد: چه گويي كه تبريزي خر باشد. در تبريز بزرگان باشند كه من كمترين ايشانم! اينها را نقطه قوت‌هاي اين كشور مي‌دانم. بگذريم!

 

* دفاع نصرالله پورجوادی از مصاحبه اخیر سیدجواد طباطبایی

* جواد طباطبایی در تبریز:تاریخ جمهوری باکو در دل تاریخ ایران جای دارد/ ترکیه ناچار از جعل تاریخ است

 

* خلاصه ای از بخش پایانی کتاب خواجه نظام الملک از جواد طباطبایی:گفتار در تداوم فرهنگی ایران و نقش ترکان در انحطاط اندیشه سیاسی


* ماکیاولی و بنیانگذاری اندیشه جدید

 

 

تاریخ: چهارشنبه 12 تیر 1392  9:04 AM

maria tabri

1392/4/12
11:11 AM
man irane azari hastam hich judaey az iran v azerbayjan aziz nadaerm ve nadashtem...yashen iran azerbayjan

hürmüz

1392/4/12
12:02 PM
MANGURT bizim dede qurqut varımiz refrens kaşğeri varımız.....

فرخ افشارایرانی

1392/4/12
12:03 PM
این نخستین نوشته از جناب طباطبایی بودکه خواندم.خامه ی پربارشان پربارترباد.

احمد

1392/4/12
12:59 PM
برای سید جواد طباطبایی متاسفم ..متاسفانه خود بی هویت پنداری به اساتید هم رسوخ پیدا کرده است...فردی که حتی نمی داند زبانی که به عنوان زبان مادری می نامد آذری نیست بلکه ترکی آزبایجانی است..و حتی زبان خود را زبانی علیل می پندارد تکلیفش مشخص است..متاسفم برای ایشان و متاسفم و متاسفم ..همین

تبریز. محله شهناز

1392/4/12
1:08 AM
استاد گرامی
خامه ات پربار باد
نفس گرم و افزون باد
حرف دل ما را گفتی. واقعا دمت گرم. دستت درد نکنه. ما به تو افتخار میکنیم. روح ایران را دریافتی

اردبیلی

1392/4/12
1:24 AM
به عنوان یک ترک ایرانی واقعا متاسفم از طرز فکر ایشان. بدیهی است که این طرز فکر، طرز فکر تمام مردم آذربایجان نیست.

سینا

1392/4/12
1:46 AM
درود بر شما

mehran

1392/4/12
2:01 AM
چه حرف چرندي ، پس عرب ها هم حق داشتند كه سعي كنند زبان فارس رو از بين ببرند چون شما نمي تونيد براي زمان ساسانيان بيش از تعداد انگشتان يك دست كتاب بشمريد و تمام علومي كه ثبت شده بعد از اسلام و به زبان عربي بوده. اين تعبير نشاندهنده عمق ضعف جنابعالي و آقاي طباطبايي است. كلا طباطبايي ها در تبريز هميشه از آخور حكومت تناول ميكردند اين نوشته هم قابل پيش بيني مي توانست باشد. ولي در كشوري كه نوشتن به زبان تركي ممنوع است شما نميتوانيد توقع نوشتار به زبان تركي داشته باشيد. ترك ها و آذري هاي زيادي نويسنده بوده اند و هستند ولي كودك آذري هنوز نسبت به خواندن و نوشتن زبان مادري اش بيسواد است.

یاسر

1392/4/12
3:08 AM
جالب این است که این پان قومهای خارج کشور هم به زبان ترکی چیزی نمی نویسند. مثلا برانی همش دنبال این است که بگوید در زندان به او تجاوز می شده. به جای این کارا یک کتاب ترکی نمی نویسد

babak

1392/4/12
3:09 AM
درود بر همه آذربایجانیهای ایرانپرست. پاینده ایران یاشاسین آذربایجان

AZAR

1392/4/12
3:13 AM
پانترکها واقعا بی شعور هستند. از کامنت هایی که اینجا گذاشته اند هم معلوم است. هنوز نحوه حرف زدن با کسی که این همه کتاب نوشته و کلی آدم جلوش صف می کشن رو نمی دونه. این آخری هم که تهمت حکومتی بودن زده. اگر شعور داشت می دانست که سیدجواد سالها است محروم از تدریس می باشد

ارسلان

1392/4/12
3:19 AM
بعد از سالها یک نخبه تبریزی پیدا شد که حرف دل ما را بگوید. این همه سال این پان ها به جای ما حرف زدند و دروغ بافتند به نام من آذری و من تبریزی. الان یک مرد شریف حرف دل ما را زد.

mehran

1392/4/12
4:46 AM
درود به تو فرزند ایرانزمین
ایران برای همه ایرانیان

آینده

1392/4/12
5:56 AM
نوشته از سطح پایینی برخوردار است و بدون تعاریف اولیه و وجود پایه های نظری به داستان سرایی مشغول است. این برای من بسیار دلگرم کننده است. چرا که در نسل تحصیلکرده جوان آذربایجان افرادی هستند که به راحتی و با نیم ساعت مباحثه در فضای آزاد امسال چنین اشخاصی را به لحاظ تئوریک خواهند بلعید و اگر یکه تازی چنین افکار رادیکال و نژادپرست در روزنامه ها و ... دیده می شود تنها به علت بسته نگه داشتن فضا توسط لایه هایی از حکومت کنونی ایران است که فضای تنفس را به روشنفکرانی که تعصب ملی به آذربایجان را دارند نمی دهند و این افراد نیز به مانند تاریخ و فرهنگ متوهم پارسیان در توهم یکه تازی در میدان به سر می برند و در رقابتی نا برابر در حال سمپاشی افکار هستند ولی این را نیک بدانند در فضای بوجود آمده دموکراتیک سخنرانی های 1 ساعته در میادین شهرهای آذربایجان تمام تلاش سالیانه آنها را به زباله دان تاریخ خواهد فرستاد

سورن

1392/4/12
6:07 AM
ایران همیشه جاوید، پیام زرتشت امید.

عابدپور

1392/4/12
6:26 AM
پدیده رشد ناسیونالیسم قومی به گفته دکتر طباطبایی عزیز علاوه بر دو مساله قدرتهای منطقه ای و مشکلات مدیریتی ، ناشی از یک نگرش و درک ناسیونالیستی از مفهوم هویت ایرانی است که از دوره رضاشاه در ایران حاکم شده است. پیش از آن چنین تصوری در نوشته ها و میراث باقیمانده گذشته وجود ندارد و اقوام مختلف ایراین در چارچوب درک مفهوم سنتی ملت در شکل سنتی آن تعارضی با هم نداشتند. درک رضاشاهی از مفهوم ناسیونالیسم ملی که توام با فضای سانسور و اختناق زمان وی بود ، در دوره بعد از وی هم برجای مانده است. بنابراین با حفظ مفهوم ملی باید نگاه وسیع تری به حضور اقوام در هویت ملی و حاکمیت داشت. مثلا این که زبانهای اقوام مختلف در مناطق تدریس شود ، چه اشکالی وجود دارد که از الگوهای دو یا چند زبانه در برخی از ادارات استفاده شود. حتی بازگشت به مفهوم سنتی ملت در چارچوب اندیشه سیاسی متفکران مسلمان نیز مهم است.

سامان

1392/4/12
6:27 AM
متشکرم..
من خواندم و خندیدم.. زبان ایشون طنزآمیز، به دور از توهین و البته روشن گر بود.
به عقیده ی بنده ایشون حاصل همین نگاهی بودند که خودشون داشتند یعنی مبادله ی معرفتی که با یک یا چند زبان کلان تر و پرمایه تر داشتند. حقیقتا زبان آذری یک زبان بسیط و زنده و پویا نیست.
امروز ما وقتی بحث از کانت و نقد عقل محض ایشان می کنیم در تلاشیم آلمانی و زبان ژرمن ها رو بیاموزیم، نمی دانم آذری زبان ها امروز و در سال 2013 میلادی چه معرفت در جریانی در این زبان می بینند که بر رشد و توسعه ی آن اسرار عجیبی می ورزند. خلاصه که قطار علم و دانش دارد با سرعت می رود؛ ما با همین فارسی هم بسیار عقبیم چه برسد که بخواهیم از آذری اغاز کنیم!

علی چرندابی

1392/4/12
6:39 AM
تبریز دن بو بویک کیشیه سلام اؤلسون
یاشاسین استاد طباطبایی

داوود

1392/4/12
7:11 AM
اگر 1% از این فشارها، محرومیت ها و تهاجماتی که در طول سده گذشته توسط دولتها، نهادها، افرادی امثال شما نژاد پرستها و افراد آسیمیله و خائنی همچون طباطبائی ها و ... مختلف و متعدد بر فرهنگ، تاریخ و زبان(ترکی آذربایجانی)وارد شده بر سر این لهجه پارسی می آمد لهجه،فرهنگ و تاریخ! شما و همزبانان، هم فرهنگان و برادران افغانی و تاجیکی تان همان یکی - دو سال اول محو و نابود می شد. قدرت و اقتدار زبان ترکی نیازی به تائید یا رد طباطبایی ها ندارد. آقای طباطبایی این نژاد پرستانی که امروز به دلیل توهینها و چرندیات بی پایه و اساس شما به تاریخ، فرهنگ، زبان و... ترکی-آذربایجانی(که همه چیزخود را نیز از آنها دارند و نزدیک از 1500 سال زیر حکومت همین ترکها بوده اند)برای شما کف می زنند، شما را به دلیل همان اصل و نسبی(که نمی دانم دارید یا نه)مثل دستمال کاغذی دورخواهند انداخت.از تاریخ عبرت بگیرد ای استاد وطن فروش...

فرخ

1392/4/12
11:33 AM
این "آینده" چقدر تمرین کرده که لفظ قلم صحبت کنه!

ما بچه های ایرانیم. من خودمم فارسی زبان نیستم ولی افتخار میکنم به زبان شیرین پارسی صحبت میکنم و یه آریایی هستم. شما لطف کنین سر ماه حقوقهاتون رو چک کنین ببینین از طرف علی اف وعده شون عملی شده یا نه!

کامدین

1392/4/12
11:48 AM
درود بر فیلسوف بزرگ ایران زمین . پاینده ایران یاشاسین آذربایجان

بهادر

1392/4/12
11:50 AM
در طول تاریخ معاصر ایران ، دولتهای راسیست باستانگرا و نژاد پرست پارس، همواره مهرهای خود فروش و افراد کم ظرفیت و خائنی را تربیت کرده و مدت زمانی با این مفلوکین مانورها و ملعبه های مضحک انجام داده اند... تا زمان مصرفشان سر آمده و به زباله دان کوروشی انداخته شده اند.. حساب این خود فروشان با روشنفکران ملی و خلقی تورک آزربایجانی جداست ..این گروه اندک عرضه روبرو شدن با عالمان آزربایجان را هم ندارند...فقط در مطبوعات فرمایشی عرض اندام می کنند و .......طبیعتا این گونه مسائل علمی و ملی در فضایی باز که طرفین مباحث از حقوق برابر برای ابراز عقیده برخوردارند برگزار می گردد. مبحث و موضوع تورکان در یک مجله شئونیستی و مباحثه با یک آزربایجانی نمای کم مایه به درد و زبون.....و روشنفکران پر مایه آزربایجانی حتی یک ورق پاره نیز در این مملکت کوروشی که حقوق بشر برای اولین بار در آن (توسط انگلیس در 150 سال پیش حک گ

کرمانشاهی

1392/4/13
12:22 PM
من یک کرد هستم و به وجود ایشان افتخار می کنم.ایران تا همیشه ی تاریخ یکپارچه خواهد ماند.زنده باد ایران و زنده باد زبان پارسی

آلتای

1392/4/13
1:02 AM
از این نوشته و خوندنش با بار اطلاعاتی تهی و حرف های بدون مستند نویسنده ، متاسف شدم. ای کاش می شد در یک شرایط یکسان رفراندوم برگزار میشد و حقیقت برای همه معلوم میشد.
متاسفم

یک شهروند

1392/4/13
3:21 AM
واقعا متاسفم که بعضی ها فکر میکنن دوره ساسانیان کتاب به زبان فارسی نبود... جهت اطلاع... کتابخانه جندی شاپور 2روز تمام داشت میسوخت.. وقتی اعراب در حمله به ایران آن را آتش زدند.. وبه گفته مورخین عرب و یونانی ده ها هزار جلد کتاب فارسی در آن بود.... ضمنا تمام کتابهایی که اعراب بعدا نوشتند در ابتدا ترجمه کتابهای فارسی و یونانی بود....لطفا بیشتر مطالعه کنید آقایون پانها.. و اینقدر هم تعصب مورزید.بر روی زبانی که اصلش از مهاجمین خونخوار مغول و اویغور و ازبک برای شما متاسفانه به ارث مانده .. و زبان قاتلین اجدادتان را با افتخاری حماقت آمیز حفظ میکنید... متاسفم که نمیدانید و نمیدانید و نمیدانید... مساله اینست

آراز

1392/4/13
11:31 AM
از ریختش مشخصه تهی مغزه و بی اصالت.کسی که مشغول تمسخر خود و پدر و مادرش هست

یاسر

1392/4/13
1:14 AM
زنده باد سیدجواد طباطبایی. ارادت ما بیشتر شد استاد

ali

1392/4/13
2:27 AM
جنابان مدیریت سایت وزین!!!!!!آذری ها،ننگ بر شما که اینجا هم آزادی بیان رو قربانی بی‌منطقی و قومگرایی خودتون کردید.ننگ بر شما .از دیروز فقط خودم چند کامنت نوشتم ولی دریغ از انتشار یکی از اونها....

مصطفی

1392/4/14
2:00 AM
صحبت های آقای طباطبایی حرف بدی نیست که باعث ناراحتی دوستان شده.ایشان ازیک وجدت ملی صحبت میکنند که به گمانم با غیرتی که از آدربایجانی های ایران سراغ دارم منافات نداره.حالا چه چیز باعث این آشفتگی حال شده نمیدونم. استاد طباطبایی از افتخارات اندیشه ی ایرانیست و همچنین یک آذربایجانی،دوستان مطمئن باشند که ایشان قصد تضعیف مردم آدربایجان رو ندارن،بلکه به دنبال کشف دلایل نفوذ افرادی سودجو جهت سوء استفاده از این قومیت ها علیه خود مردم همان منطقه است.همانطور که من به عنوان یک مازندرانی نمیتوانم ادعا کنم که همه ی ایران مازندران است برای مردم خوب و با غیرت آدربایجان هم اینگونه است.همه ی ما با داشتن آداب و رسوم خاص خودمان در محموع ایرانی هستیم و مسلما ایرانی بودنمان بسیار با ارزشتر از قومیتهاست.تعصب بر یک قوم یا اندیشه سبب سوء استفاده دیگران خواهد شد.به گمانم هشدار استاد طباطبایی براین نکته متمرکز است.

فرزین

1392/4/14
4:46 AM
درود بر استاد طباطبایی. واقعا جای تاسف است که چنین استادی را از تدریس منع می کنند ولی دست پان ترکها را باز می گذارند. سخنان این استاد دانشگاه همه بر پایه پژوهش، تجریه و مطالعه است. واقعا که همانطور این استاد برجسته دانشگاه گفته است همه چیز متولی دارد غیر از ایران. خیانتی که الان بر تاریخ و فرهنک و زبان ایران می رود بیسابقه است. ج.ا دست این اراذل خائن پان ترک را باز گذاشته تا هر حینت و جنایتی که می خواهند مرتکب شوند.

HasanDogoozbalayi

1392/4/14
7:07 AM
درود بر شما و ممنونم از اینکه به ان زیبایی چهره کثیف پان ترک ها و برای مردم شریف ایران نمایان میکنید. من خودم ترک ایرانی هستم و بیش از هرچیز به ایرانی بودنم افتخار میکنم. آذربایجان بدون ایران هیچ تاریخ و فرهنگی ندارد و مانند کشور آذربایجان جعلی و بدون پیشینه فرهنگی خواهد بود. یاشاسین ایران. یاشاسین آذربایجان.

محمد

1392/4/14
11:08 AM
قوم‌گرایان انتظار دارند جواد طباطبایی که فیلسوفی مهم و نویسنده‌ی کتاب انحطاط اندیشه‌ی سیاسی در ایران است آنها را جدی بگیرد و برای آنها مبانی تئوریک ارائه دهد. اگر این کار را می‌کرد من در حکیم بودنش شک می‌کرد. جواد طباطبایی با پان‌ترکیست‌ها با همان تحقیری صحبت می‌کند شایسته‌ی آنند. وقتی قوم‌گرایان هنوز از ارائه‌ی یک چارچوب تئوریک درست و حسابی برای افکارشان عاجزاند بهتر است از خود بپرسند چرا متفکری مثل طباطبایی باید آنها را جدی بگیرد؟!

سرمه

1392/4/14
1:36 AM
همه جای ایران سرای من است.........فراموش کردن ملیت یعنی فراموش کردن هویت...کسانی که پافشاری روی قومیت خودشون دارن نشان از ضعف اونهاست....!! قومیت ریشه ی درونی انسان است و ملیت هویت فرهنگی.
من خودم ترک هستم و تشکر می کنم از مقاله ی جامع و دقیق و منطقی استاد طباطبایی.
و دوستان نباید فراموش کنن که این ایران و فرهنگ غنی اونه که به همه ی ما غرور و افتخار می بخشه.

آیدین

1392/4/14
2:33 AM
مسئله وجود نظامی دموکراتیک است. نمی‌توان از چاله‌ی استبداد به چاه ویل قوم‌گرایی عقب ماندگانی چون الهام علیف سقوط کرد. من آذری هستم اما مسئله‌ام آزادی است و برای هر ایرانی آزادی می‌طلبم. وطن من دموکراسی است. نمی‌توان به امور طبیعی چنگ زد! این همان قدر احمقانه است که تمسخر دیگران به دلیل وجود همین امور طبیعی.

آرش

1392/4/14
6:15 AM
دوستی که نوشته اند "جوانان تحصیل کرده امسال این ها را در نیم ساعت بحث از لحاظ تئوریک خواهند بلعید!! "خوب تا الان که تمام فحاشی و بی حرمتی بوده نسبت به این بیانات. خواهشا این آقایان حد اقل به این که کشوری اسمی جعلی روی - آذربایجان- روی خود گذاشته و تا تهران را هم می خواهد به تصرف این اسم جعلی در بیاورد، جوابی بدهند. منبعی تاریخی بیاورند که این منطقه به نام آذربایجان بوده.

رامین ایرانی

1392/4/14
8:22 AM
ای پان ترکهای بیسواد ونوکران عیلل اووف و تورکیه نیک بدانیداستان آران یا همان ایران شمالی استان32ایران است. شما چرا خودتان را برای مشتی پول که درازای فروختن شرف نداشته اتان به تکاپوافتاده اید.بیخود خودتان را به در ودیوارنزنید.ایرانی انقدربی عرضه وترسونیست که افرادی بزدل وناموس ووطن فروش اجازه دهدکشورش تجزیه شود.این را بدانیدحکومت ایران با تمام مشکلاتی که امروزه داردتمام شمارا تک تک بدست اورده و سرمبارکتان را مثل همان گرگ وحشی وخون خواری که خورتان را به منتسب می کنیدخواهدبرید.حال این گوی واین میدان.خر چه داند قیمت نقل ونبات.

پرهام

1392/4/15
6:28 AM
صحبتهای شما بسیار پرمایه و بدور از تعصبات بی پایه و اساس و بر اساس منطق و دانش بود....

آیدین

1392/4/15
12:05 PM
پان ترک های بی شعور. نشان دادید که واقعا حیوان صفت و بی شعور هستید. این کامنت های شما مایه خجالت من اذربایجانی هست. مزدوران الهام خفه بشن بذارن ما آذری ها خودمان تصمیم بگیریم.

مخلص سیدجواد

1392/4/15
4:34 AM
من یک تبریزی هستم و تا کنون متاسفانه ایشان را نمی شناختم. اما امروز متوجه شدم که یک همشهری دانشمند و اندیشمند داریم که وطن پرستی واقعی است. یاشاسین سیدجواد
یاساسین ایران

شاهرخ

1392/4/15
4:39 AM
دوستان عزیز آذربایجانی
دکتر طباطبایی از لحاظ علمی مایه افتخار آذربایجان است. دایره اطاعات ایشان در حدیست که تصور آن برای کسانی که ایشان را از نزدیک دیده اند باور نکردنی است. شما به جای اینکه به خودتان افتخار کنید که چنین شخص برجسته ای پرورش داده اید او را آماج توهین قرار می دهید؟ من همشهری دکتر حسابی هستم و به این قضیه افتخار می کنم. آرزو می کردم که دکتر طباطبایی هم هم شهری من بود تا افتخارم دو صد چندان می شد. ایشان تنها فیلسوف برجسته حال حاضر ایران است که پس از سده ها از دامن آذربایجان بیرون آمده. من با اینکه فارس هستم به آذربایجان و تبریز افتخار می کنم که چنین دانشمند و فیلسوف برجسته ای به میهن اعطا کرده. خواهش می کنم کمی بردباری پیشه کنید و تاریخ آذربایجان را مطالعه کنید. کتاب احمد کسروی تبریزی و سخنرانی مفصل استاد یحیی ذکائ تبریزی را بخوانید آنوقت درباره گفته های ایشان قضاوت کنید.

reza

1392/4/16
8:52 AM
مراتب شعور و تربیت خانوادگی و حسن اخلاق نوکران آستان الهام علی اف و سرسپردگان قبله باکو در کامنتها دیده میشود!!!!

پانترک موجودی است که اصولا با فهمیدن مشکل دارد. اصولا یک پانترک ملغمه هفت جوشی است از تعصب و نفرت و تناقض. واقعا تعریفی بهتر از این پیدا نکردم

خرم دين

1392/4/17
11:36 AM
لازم به ذكر است كه باورش براي من سخت است كه چنين افرادي كه صحبت از پان تركيسم مي كنند اصلا ايراني باشند و يا اينكه مجاني اين صحبت هاي پرت را مطرح مي كنند ولي از آنجايي كه شايد بعضي ها كه اطلاعات تاريخي كمي دارند و شايد تابع احساسات باشند از اين گفته ها تاثير بگيرند چند نكته را ذكر مي كنم :
1 - ايران يك كشور مركب از قوميت هاي مختلف است و اين در ذات ايران از هزار ان سال قبل است . اين خصوصيت تمدن هاي بزرگ است .
2 - هويت قومي ذات يك فرد است و از ذات فرد جدا شدني نيست . من مازندراني هستم . شما ممكن است آذري يا كرد باشيد . همانطور كه دكتر طباطبايي گفتند اين چيز مهمي نيست . ملت هايي كه مسير تمدن را طي مي كنند و مدرن هستند داراي هويتي بزرگتر به نام هويت ملي مي شوند كه مشترك است و بسيار بزرگتر و مدرن تر از هويت قومي است و برخلاف تصور بعضي ها يك امتياز بزرگ است .

محمد مهدی

1392/4/17
7:22 AM
با درود
ممکن است ما با تعصبات قومی و توهمات القاء شده از سوی کشورهای خارجی نسبت به اینگونه نظرات واکنش منفی نشان بدهیم، ولی سخنان آقای طباطبایی علمی است و پایه علمی دارد.
من هم در ایران اقلیتی نمی بینیم، همه ایرانی هستیم و اگر مشکلی با شیوه ی اداره مملکت داریم، که داریم، این مشکلات نباید باعث تفرقه ما بشود.

لطفا اگر امکان دارد متن کامل مصاحبه را قرار دهید.

گیلک

1392/4/17
8:30 AM
زبان زیبای پارسی زبان رسمی، ملی و مشترک همه ماست.

داريوش

1392/4/18
1:41 AM
متاسفم از اينكه استادي كه سالها از توسعه و توسعه نيافتگي دم زده به جاي تعميق حقوق شهروندي و به جاي صحبت از انسانيت در هزاره سوم از قوميت و قوم مداري صحبت مي كنه.جامعه ايران الان به جاي تفرقه به همدلي انسانها نياز داره.اين هم دلي بدون احترام به همه زبانها ممكن نيست.درد جامعه ايراني اين است كه مي خواهد براي ديگران هويت سازي كند.آقاي دكتر طباطبائي بنده به عنوان يكي از دانشجويان سابق خود حضرت عالي در دانشكده از ملاحظات فاقد بنيادهاي علمي شما (حداقل در اين مورد)متاسفم.كاش با مي توانستين مجددا تاريخ را با نگرش شاختار شكنانه بررسي مي كردين مگه مي شه كار علمي انجام داد ولي كار پر از توهمات و سو گيريهاي شخصي باشد.خود شما در كتاب ابن خلدون و علوم اجتماعي از ايدئولوژي جامعه شناختي و درد متفكر اجتماعي ما صحبت مي كنيين.در حالي كه اظهارات جنابعالي در اين مصاحبه نيز اغشته به ايدئولوژي است.كاش خودتان به آنچه مي نوشتيد باور.بنده به عنوان شهروند ايراني از ايران براي همه ايرانيان و از جامعه اي كه هويتشان را ديگران تعيين نمي كنند دفاع ميكننم.من و شما ها حق تعيين سرنوشت براي ديگران را نداريم.اين درسي است كه شماها در دروس علوم سياسي به ما ياد دادين.به هر صورت بحث من با شما نيست.بحث من با افراد با شعور از تمامي ملتها است.عزيزان ذهن خودتان را اغشته به قوم مداري نكنيد.جامعه ايراني از انكار حقوق ديگران آسيبها ديده.متوجه اين موضوع باشيد كه جامعه اي كه در آن براي ديگران حقي قائل نمي شوند ، نمي توان از توسعه صحبت كرد. تمنا اين است كه به جاي اشاعه تفكر قوم مدارانه به انسانيت رجوع كنيم.احقاق حقوق تمامي اقوام ترك ، كرد و فارس و ... آرزوي ماست.

یاسر

1392/4/18
2:15 AM
آقای داریوش! این فقط یک مصاحبه است. چرا مغالطه می کنید. مصاحبه با مقاله علمی یا کتاب نوشتن فرق دارد. کجا سیدجواد در این مصاحبه مدعی کار علمی شده است. سوال کرده اند جواب داده است و انصافا درست جواب داده است. مگر شما نکر این هستید که این سینا ایران است و پان ترک ها به دروغ وی را اهل آذربایجان جنوبی می نامند؟

milad

1392/4/19
4:33 AM
استاد طباطبایی گفت پان ترکسیت ملغمه ای از بیسوادی و بیشعوری است. در این پیام های برادران قوم گرای پان ترک این موضوع به عینه اثبات شد دیگر چه جای ناراحتی است!! این برادران گرامی دو خط منطقی در پاسخ ننوشتند. آذربایجان باید به این فرزند فرزانه اش افتخار کند. پاینده ایران

فرشاد

1392/4/22
12:33 PM
داریوش عزیز
مایلم نظر شما را به موارد ذیل جلب نمایم:
یکم -آنجا که نوشته اید که باید به همه زبان ها احترام گذاشت باید بگویم اینکه توانایی زبانهای مختلف در رساندن مفاهیم با هم یکسان نیست امری کاملا علمی است. به عنوان مثال توان زبان فارسی برای حمل مفاهیم فلسفی جدید به اندازه زبان آلمانی و فرانسه نیست و گفتن این موضوع توهینی به زبان فارسی نخواهد بود. این واقعیتی علمی است و با انکار من که فارسی زبانم این واقعیت تغییر نخواهد یافت. نباید با شنیدن واقعیات علمی آشفته شویم و گمان ببریم که به زبان مادریمان توهین شده است و شخص گوینده را متهم به متهم به داشتن "ملاحظات غیر علمی بکنیم". اتفاقا اگر کسی بتواند در اینباره نظری صحیح بدهد دکتر طباطبایی است که هم به ترکی مسلط است هم به فارسی هم به عربی هم فرانسه هم انگلیسی هم آلمانی هم ایتالیایی و لاتین. ادامه دارد

فرشاد

1392/4/22
1:06 AM
شما که دانشجوی ایشان بوده اید بایستی بدانید که ایشان بیشتر کتابهای مهم فلسفه و فلسفه سیاسی را به زبان های اصلی نگارنده های آنها خوانده اند. اگر نظر ایشان درباره توانایی زبانها، منجمله زبانی که با آن بزرگ شده اند غیر علمی است پس نظر چه کسی می تواند علمی باشد؟
دوم- اتفاقا بحث ایشان در راستایی دوری جستن از قوم گرایی است، همان امری که شما هم دغدغه اش را دارید. ایشان می گویند اگر یکی از اقوام مهم ایرانی به هر علت منجمله زبان (که اتفاقا علتی قوم گرایانه است) از پیکره فرهنگی سرزمین مادری خود جدا شود دیر یا زود اهمیت خود را از دست می دهد کما اینکه برای جمهوری آذربایجان در سده اخیر این اتفاق افتاد و برای سمرقند و بخارا و خوارزم و مرو و بلخ در سده های گذشته. این توهین به سمرقند و بخارا نیست بلکه حقیقتی تاریخی است. ادامه دارد

فرشاد

1392/4/22
1:19 AM
جدا شدن از پیکره فرهنگی سرزمین ایران هم زمانی اتفاق می افتد که ما بخواهیم زبانی که به دلایلی پیچیده در طی سده ها تبدیل به زبان ملی سرزمینمان شده است را نادیده گرفته و اتفاقا به دلایل قوم گرایانه خود را از یادگیری زبان ملی بی نیاز بدانیم. این عین قوم گرایی است. امروز اگر ما بخواهیم خود را به پیکره فرهنگی دنیا هم متصل بکنیم ناگزیر بایستی حداقل انگلیسی را بیاموزیم. در واقع اتفاقی که در آذربایجان می افتد با مقیاس بزرگتری برای ایران هم اتفاق می افتد. ما ناگزیریم که یکی از زبانهای مهم دنیای کنونی را فرا بگیرم وگرنه از پیکره فرهنگی دنیا جدا خواهیم شد. ادامه دارد

فرشاد

1392/4/22
1:40 AM
سوم- درباره زبان ترکی موضوع مهم دیگری وجود دارد که علیرغم اینکه کارهای علمی مهمی هم بر روی آن انجام گرفته ولیکن کماکان گویا از نظر برخی از دوستان دور مانده است همین امر باعث سوء تفاهم داریوش عزیز از گفته های دکتر طباطبایی شده است. جهت اطلاع داریوش عزیز می گویم که احمد کسروی تبریزی که اتفاقا ترک زبان بوده است با مبانی علمی نشان داد که مردم آذربایجان، ترک نژاد نیستند بلکه در مقطعی ترک زبان شده اند. یعنی همانطور که مصریان که زبانشان قبطی بود، پس از حمله اعراب، عرب زبان شدند آریایی های نواحی شمال غرب ایران نیز ترک زبان شده اند. این مطلب را چهره بیشینه مردم آذربایجان نیز نشان میدهد چرا که چهره هایشان اکثرا به چهره نژاد زرد که ترکمانان و مغولان و چینی ها و کره ای ها از آن جمله اند هیچ شباهتی ندارد. افرادی که به صورت خالص از نژاد ترک هستند در ایران به صورت مجتمع تنها در بندر ترکمن ساکن هستند.

فرشاد

1392/4/22
1:56 AM
در واقع دوستان آذری ما زبانی را زبان آذری و زبان مادری خود می دانند که هیچ ارتباطی به زبان اصلیشان (که همان لهجه آذری است و کسروی در کتاب خود نمونه هایی را از آن آورده) ندارد. کسروی آذری را یکی از لهجه های محلی و زیر شاخه ای از زبان ایرانی می داند که خود یکی از زیر شاخه های زبان های هند و اروپایی است که هیچ ارتباطی به زبان های ترکی و مغولی ندارد. دوستان را به مطالعه کتاب ایشان تحت عنوان "آذری زبان باستانی ایران" دعوت می کنم. از نظز زبان شناسی البته، تمامی لهجه های موجود در سرزمین اصلی یک درجه از اهمیت را دارند. مثلا تفاوتی مابین فارسی، گیلکی، کردی، بلوچی، لری وجود ندارد ولی چه بسا لهجه هایی که دیگر به آنها صحبت تمی شود (مانند آذری) از نظر پژوهشی اهمیتی بیشتر داشته باشد. اگر دغدغه ای بایستی وجود داشته باشد همانا ادامه راهی است که کسروی بخشی از آن را هموار کرده است.

فرشاد

1392/4/22
2:03 AM
و آن هم ادامه پژوهشی علمی بر روی لهجه آذری است. این کار البته کار سترگی است و افرادی جدی و دانشمند می طلبد و اهل سیاست و طرفدار این فرقه و آن دسته توان آنرا نخواهند داشت.

سرباز

1392/4/23
10:20 AM
با سلام به همه
نمی دانم که آقای طباطبایی با نظرات آقای پورپیرار آشنایی دارند یا نه / ولی کسی که با تفکرات این مورخ آشنایی داشته باشد می داند که تاریخ ایران و اقوام ایرانی مخصوصا قوم فارس آمیخته ای از پروژه پنهان یهودی است به قصد مبارزه با اسلام. آقای طباطبایی به داده هایی در مصاحبه رجوع کرده اند که اصولا محل شک است مثلا زرتشت! یا سطلان محمود ! لشکرکشی به هند و از این قصه های یهودی ! لذا نظر گرانی ندارند که دوستان آذری زیاد ناراحت می شوند !
دلایل قوی باید و معنوی
نه رگهای گردن به حجت قوی
اگر نویسنده ای در مورد تاریخ ایران بنویسد که در اصفها 1800 کارونسرا بود در فلان تاریخ ! این توهین به شعور خواننده است ! حالا این نویسنده ناصر خسرو می خواهد باشد ! شاردن فرانوسوی می خواهد باشد ! یا اشمیت یا هر یهودی دیگری ! امثال آقای طباطبایی این جور داستانها را باور کرده اند .
هر درونی که خیال اندیش شد
چون دلیل آری خیالش بیش شد
بیش از این نمی توان گفت! امثال ایشان درون خود را با بافته های یهودی رنگ آمیزی کرده اند و پس از عمری به این نتایج رسیده اند . نسل جوان امروز از هر کجای دنیا ، حماقت را قبول ندارد چه از سوی الهام علیف ! چه از سوی طباطبایی و چه از سوی فردوسی !

kheradmand

1392/5/3
6:28 AM
بسیار عالی و واقعبینانه بود مخصوصا این را درست می گویند که چند سالی است بحث اقلیت در ایران مطرح شده . من خودم فارس نیستم اما هرگز در ایران احساس اقلیت بودن و مورد تبعیض قرار گرفتن از این بابت را تجربه نکرده ام . همیشه این حس را درام ایرانی لر هستم با ایرانی گلیک. ما باید قدر وحدت زبان رسمی را بدانیم . نمیدانم اگر اوزش زبان فارسی باعث عقب ماندگی است این همه اذری تحصل کرده از کجا امده اند؟ یا من الان در خارج هستم دوستان اذری از ضرورت زبان ترکی می گویند ولی خودشان بچه هایشان را از ابتدایی به مدرسه های محلی اینجا که زیانشان انگلیسی هم نیست فرستاده اند نه مدرسه ایرانی . این چه معنا می دهد؟

ایراندوست

1392/5/3
1:10 AM
مقاله ان دو بزرگوار را (احمدی و طباطبایی ) بخوانید . واقعا درست تحلیل کرده اند. ایران با کشور های منطقه یا اروپایی که برخی تازه تاسیس هستند فرق دارد از زمانهایی کهن کسانی در محدوده جغرافیایی ایران با هر قومیتی فارسی صحبت می کرده اند. جند سالی است که هی دارند بر قومیت تاکید می کنند. ما در ایران همه با هم دوست هستیم و دوستیمان را به خاطر زبان یا دین به هم نمی زنیم.در مالزی که یک کشور موفق چند قومیتی معرفی می شود فقط چند سال اول ابتدایی را هر کسی می تواند به زبان خودش درس بخواند در عین حالی که دولت به چینی ها و هندی ها بودجه کامل نمی دهد و باید خود گردانی کنند. در جامعه هم ندرتا شما بتوانید امیختگی قومی بین انها ببینید. برای گردش و تفریح هم همیشه دانشجویان چینی با هم و مالایی با هم و هندی ها هم با هم میروند و می گردند.یه جامعه سرد و همیشه احساس غریبگی هست. اما در ایران ما کاملا درامیخته ایم.

تالش

1392/5/5
12:10 PM
درود ... مصاحبه و گفته های آقای طباطبایی بد نبود.. ولی ایشان می گویند زبانهای محلی ایران اهمیتی ندارند .. آیا این درست است .... ؟؟؟؟

زبان اوستایی - پهلوی و زبان های باستانی دیگر از بین رفتند ... زبان آذری ( تاتی ) در آذربایجان از بین رفت و ... اگر زبانهای محلی کنونی ایران مانند : تاتی - تالشی - گیلکی - کردی - لری - بلوچی از بین بروند چگونه نام شهرها و روستاها و مکانها را معنی کنیم ؟؟؟؟ آقای طباطبایی می توانند به این سئوال پاسخ دهند ؟؟؟
قبل از حمله مغولها مردم بزرگ منطقه کل آذربایجان به تاتی سخن می گفتند که متاسفانه چون پایتخت مغولها آذربایجان بود زبان اصیل تاتی آنجا از بین رفت ... روستاهایی در اطراف تبریز هنوز این زبان را به یادگار دارند .. مانند : روستای کرینگان - گلین قیه و ...
ما باید به همه احترام بگذرایم و زبانهای محلی و کهن ایران را حفظ کنیم ... در ضمن تمام زبانها و گویش های درون ایران با هم اشتراک دارند و از یک ریشه هستند ... فقط کافی است هر کسی به کتابهای فرهنگ لغات تطبیقی مراجعه کند ... !!!
زنده باد ایران بزرگ ... جانم فدای سرزمینم ..

ایران بزرگ

1392/5/5
12:18 PM
برای اینکه همه بدانند که تمام زبانها و گویشهای داخل ایران از یک ریشه هستند و همه با هم اشتراک دارند این لغات را اینجا می گذارم .......... جاوید ایران عزیزمان .....

لغات اوستایی - پهلویی - تاتی - تالشی - گیلکی - کردی - و ...
http://talesh-iran.blogfa.com/cat-24.aspx


تعدادی لغات دیگر .... http://talesh-iran.blogfa.com/cat-3.aspx

Ali

1392/5/8
4:36 AM
با سلام خدمت استاد و همچنین ترک گرایان تندرو
با توجه به اینکه اهل همدان هستم و با گویشی از زبان ترکی آشنایم، گفتن چند نکته را لازم می دانم:
1. درست است زبان مردم آذربایجان (چه جمهوری آذزبایجان و چه ناحیه آذربایجان ایران) ترکی آذری یا ترکاذری می باشد اما نژادشان آریایی آمیخته به قفقازی و ترکی با چیرگی ژن آریاییست که حتی از دیدگاه یک فرد معمولی نیز مقایسه چهره و اندام آنها نمایانگر این نکته می باشد.
2. بین زبان ترکیدانهای شمال استان همدان، شهر ساوه، غرب استان قزوین، بخشهایی از استان زنجان و قشقایی های استان فارس و ترکیدانهای استان خراسان وزبان آذریهای عزیز تفاوت بسیاری وجود دارد و نامیدن همه ی این گویشها تحت عنوان ترکی آذری بس نادرست است.

kmke

1392/5/8
4:20 AM
آفرین به آقای دکتر با این بصیرتش
یک ترک بدجور متعصب که ایرانی بودم را افتخاری بزرگ کی دانم
ما هرچی میکشیم از حماقت و کم فهمی این پان ترکیسم هاست

جسین آزاد

1392/5/8
4:45 AM
آفرین استاد.
نوکری هم اگر قرار است بشه بهتره نوکری یه آدم حسابی باشه نه امثال الهام ها.....
یعنی کار به اونجا رسیده تبریزی ما نوکری باکویی بکنه؟
در همین شرایط بد هم اقلیت دهاتی بیسواد ما خیلی جلوتر از باکویی شهرنشین هستش

احسان

1392/5/9
6:45 AM
از اینکه کسی مثل سید جواد طباطبایی نه در داخل کشور و نه در خارج کشور هیچ تریبونی ندارد، واقعا قلب آدم می گیرد. تمام دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران یک صفحه از کتاب سید جواد نمی ارزد

آذری تبريزی

1392/5/10
3:26 AM
من يک تورک آذری هستم و به ميهن خود '' ايران '' افتخار کرده و بيشتر از شمالغرب ايران '' آذربايجان '' به جای جای کشورم ايران عرق و تعصب دارم..!
آذربايجان ديار ما و همه جای ايران سرای ماست ، وظيفه اصلی مزدوران اجير شده (پن تورک ها) متوجه ساختن اتهامات کاذب و دروغين نسبت به اکثريت شهروندان ايران (فارس زبانان) بوده و هست...!
ما آذری ها بايد درخصوص اخبار في البداعه و جعلی گروهک مزدور پن تورک بر عليه فارس زبانان ، دقت عمل بيشتری داشته باشيم و با ايجاد اتحاد و همدلی بيشتر با هم وطنان فارس زبان ، موجب عقيم ماندن ايده های نژادپرستانه وطن فروشان پن تورک باشيم .
در ضمن بايد آگاه باشيم ،گروهک ذاله پن تورک هيچ احدی به غير خود را قبول نداشته اند
از شاهان ساسانی... اشکانی... قاجار... ناصرالدين شاه.... اميرکبير.... رضاخان.... مصدق.... محمدرضا پهلوی.... روح الله خمينی.... بنی صدر.... سران سازمان مجاهدين (منافقين)....
روسای جمهور ايران.... اصلاح طلب.... چپ و راست.... و.......
همين روزهاست که آرام آرام و به حول قوه الهی پن تورکهای مزدور ، ديگر خودشان را هم قبول نداشته باشند....!
Azarbijan bir kalam >>> Janim iran , vasalam ;)

دلاور

1392/5/12
8:19 AM
دوستان بسياري چه موافق وچه مخالف نقطه نظرهاي خودرا درارتباط با سخنان آقاي طبا طبايي عنوان نمودند وگروهي ازآنان-ودراصل مخالفان-ايشان را باانواع واقسام الفاظ وعناوين نواخته بودند كه البته شگرد و روش دايمي پان تركيستها همين است.چرا كه در حقيقت آنان به هيچ سند، منبع ومآخذي نه اعتقاد دارند ونه اصلا به آنها مراجعه مي كنند واساسا هيچ منطق وپشتوانه علمي درسخنان ونوشته هاي آنان ديده نمي شود.آنان هيچ تلاشي هم براي دست يافتن به حقيقت نمي كنند. چند ده سال پيش مينورسكي خاور شناس نامدار روسي الاصل در يكي از پژوهشهاي خود نوشته بود كه تركان در هر كجاي تاريخ كه نكاتي مبهم وتاريك پيدا مي كنند دست بر روي آن مي گذارند.به دوستان مخالف سخنان آقاي طباطبايي توصيه مي كنم كه به مصداق «دلايل قوي بايد ومعنوي/ نه رگهاي گردن به حجت قوي» نوشته هاي كساني چون زهتابي،ح.صديق(دوزگون) ،محمود اسماعيل،مير علي سيدوف،آرازاوغلو،ضياء بنيادف وديگر وارونه تاريخنگاران وجاعلاني از اين دست را بخوانند وبه دور از احساسات وتعصب -كه متاسفانه آدمي را تا مرز ناداني ونا آگاهي مي كشاند- با منابع ومآخذ موجود مقايسه كنند آنگاه خود متوجه خواهند شد كه لوله هاي توپخانه دشنام وناسزا را بايدبه كدام سو هدايت كنند.آقاي طباطبايي قلمتان تيزتر و براتر وانديشه تان پوياتر باد!

امیر

1392/5/15
6:20 AM
زنده باد استاد.یاشاسین اوستاد

یک بختیاری

1392/5/22
7:53 AM
درود بر همگی.میخواستم بگم نام همین کشور آذربایجان خودش ایرانیه و نام یکی از سرداران هخامنشیه.من یه بختیاریم و با تحقیق زیاد در تاریخ متوجه میشید که تمام اقوام ایرانی دارای ریشه زبانی مشترکی هستن و زبان تاتی آذریها هم همینطور.اون نادانی که تاریخ ایرانیان رو دروغ میدونه و فتوحات هخامنشیان و اشکانیان و ساسانیان رو دروغ میدونه و میگه که اینها تفکرات یهودیان هستن پس حتما یه سری به تاریخ مصر بزنه مجسمه و معبد داریوش در مصر. یه نگاهی به تاریخ چین و سکه های اشکانیان که تو چین پیدا شده و ما با چینیها مبادله داشتیم.یه نگاهی به تخت جمشید بکنه حتما تخت جمشید رو هم به قول اونا یهودیها همین چند سال پیش ساختن؟ مردم فهیم آذزبایجان از قوم آریایی ماد هستن آذربایجان جایگاه اولیه پارس و ماد بود که کم کم پارسها در جنوب ساکن شدن. و هیچ فرقی بین پارس ماد و پارت نیست همه ایرانین..زنده باد ایران زنده باد آذربایجان

مهرشاد

1392/6/18
6:11 AM
استاد عزیز نمی دانم شاید این برافروختگی پاره ای از هموطنان بزرگوار آذری ناشی از تعابیری است که به قول ویتگنشتاین، بازی های زبانی، باعث آن شده باشد.وگرنه اظهر من الشمس است که در ایرادات دوستان هموطن آذری و معترض به "مصاحبه" شما، نه با کلام، بلکه با تعابیری که از کلام شما حاصل شده، مواجهه هستیم. تازه این امر هم نسبی است. چرا که بسیاری از هموطنان عزیز آذری،به فراست،کلیت پیام تان را درک نموده اند،اما عده ی دیگر با مصادیق قومی و بومی که نزد همه اقوام می توان یافت،آنرا مقابله داده اند.دوستان عزیز و مخالف،مخالف چه هستیم. آیا جز این است که در یک جغرافیای بزرگتری به نام ایران،ما را می فهمندو اعتبار می یابیم.در نقاط مختلف جهان کم نشان نداریم از قومیتها وبخشهایی که از خاک سرزمینی و مادر جدا شده و به انواع گرفتاریها و نابسامانی ها و بازیهای قدرتهای بزرگتر دچار شده اند.زیر یک آسمان بزرگتر،امن تریم

قورتولوش

1393/10/10
6:13 AM
به دلیل نفرت پرامنی قومی حذف شد

بختیاری

1394/2/24
6:17 AM
کامنت ها رو خوندم و یه چیز برام روشن شد
بنده دل خوشی از ترک ها ندارم چون فکر میکردم که همشون ضد ایران هستند
اما حالا که کامنت ها رو خوندم فهمیدم هنوز هم کسایی هستن که به ایران بیشتر از قومشون اهمیت میدن

امیر از مشهد

1394/8/8
1:23 AM
اخه زور نیس تو که ایرانی هستی بهت بگن مغول؟از طرفی میترسم بگم بابا شما ترک نیستین شما اذری هستین چرا این لفظ رو به کار میبرین؟همه ایرانی از هر قوم و نژادی رو میپرستم و یه خواهشی دارم کی ما ایرانی ها یاد میگیریم که به هم به شهرها و اداب مختلفون احترام بزاریم؟ به امید سربلندی همه ایران

شهریار آریابد

1394/9/1
3:50 AM
ایران هراسی پان ترکیستی
پروژه ایران هراسی که از سوی برخی کشورهای باختری و به یاری دلارهای نفتی خودکامگان تازی نژاد طراحی و اجرا شد ، اهداف گوناگونی را دنبال کرده و می کند ،آسیب های اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی بسیاری را در پی داشت و بدلیل ناهماهنگی و عدم انسجام درونی دولتمردان و کارگزاران کشور همچنان برنامه های خود را به پیش می برد .
گونه ای دیگر از ایران هراسی را گروه های جدایی خواه و قوم گرایی که سر در آخور دشمنان این مرز و بوم دارند ، پی ریزی و به اجرا گذاشته اند که خود را پان ترکسیم می نامند و دارای نماد ها و آرمان های مشترک با اهریمن پرستان (شیطان پرستان) هستند ، اینها چون جایگاه مردمی در کشور ندارند و خوب می دانند که « آذر آریایی است نه ترک » کوشیده اند در لایه های گونگون دینی رخنه و با دستاویز نمودن افزارها و چهره های دینی ، تیشه بر ریشه ایرانی بزنند و از این کژراهه به خواسته پلید خویش دست یابند .
هرگاه ایران و ایرانی به نمادها و ارزش های دیرین خود تکیه و به آینده روشن می اندیشد و در پی همبستگی درونی و شکوفایی ملی است ، پان ترکیست ها ، اسلامی که به آن هیچ باوری ندارند دستاویز نموده و در برابر آرمان های ملی قرار می دهند و بر چهره های شکوهمند و درخشانی چون کورش بزرگ ، آریو برزین و ... می تازند هرچند که در نسک های دینی چون تورات ،انجیل و قرآن از کورش بزرگ به نیکنامی یاد شده و پیامبر گرامی اسلام می فرماید« میهن دوستی نیمی از دین است » ولی به هر روی همه را نادیده گرفته و با تبر دین گردن پاکان میهن را می زنند ، همانگونه که در هفته نامه جوان به تاریخ 26/8/94 گستاخی به کورش بزرگ را سیاهه کرد و پیش آن نیز هم این رسانه و رسانه های هم سو با آن چهره های ملی را خونریز ، ترسو ، مزدور ، پلید ، بی دین و ... می نمایانند تا دین را در برابر میهن گرایی و میهن دوستی قرار داده و از این راه به دوگانگی در میان مردم دامن بزنند و از سویی به بیگانگان نشان دهند که ایرانیان مردمی ستیزه جو و ویرانگر بوده و دشمن آرامش و آشتی جهانی هستند .
این رویکرد پان ترکیست ها را در رویدادهای گوناگون چون زمین لرزه اهر و ورزقان ، مسابقه های فوتبال و والیبال در تبریز و ارومیه ، کاریکاتور سوسک و برنامه شاد کودکانه « فیتیله » را بارها دیده و هیاهو و فرافکنی های آنان را که یکپارچگی ایران عزیز را نشانه گرفته شنیده ایم ولی دریغ از یک برخورد قانونی از سوی دستگاه های دولتی و دادگستری !! چرا ؟ چون که این گرگ های خاکستری درنده رخت اسلام بر تن کرده و از مصونیت دینی برخوردارند و برخی هم از پایگاه قانونی ، اگر نوشتاری میهن پرستانه بخواهد چاپ و گسترش یابد بایستی راه دشوار بپیماید این در حالی است که نوشته های ایران ستیزانه به آسانی در همه رسانه های درون مرزی چاب و گسترش پیدا می کنند و زمینه گسست سرزمینی را فراهم می سازند ، نمونه بارز آن را در نسک «تاریخ دیرین ترکان ایران نوشته محمد تقی زهتابی » که سراسر جعل و دروغ و فرافکنی نسبت به مردم و کشور ماست می توان در همه کتاب فروشی ها دید و خواند ، آیا زمان آن نرسیده جلو ی رخنه خزنده پان ترکیست ها را که بزرگترین پایه گزاران ایران هراسی در درون مرزهای ملی و در دستگاه های دینی ، دولتی و قانون گزاری است را بگیریم ؟ ، آیا آنگونه که رسانه ایران ستیز جوان می گوید « باستان گرایی در برابر دین گرای است» ؟ اگر اینگونه باشد همه پیامبران و پیشوایان دینی و خود دین های آسمانی همگی باستانی و کهن هستند و برابر دیدگاه آنان بایستی کنار گذاشته شوند ، که این خود یک تضاد بزرگ در رویکرد آنهاست ، بنابر این فرهیختگان دینی و ملی و مردم آزاد اندیش به شیوه های دانش گرایانه و کنشگر باید جلوی تاخت و تاز های ویرانگر و رخنه شوم پان ترکیست در ایران را بگیرند و خاک پاک میهن را از آلایش آنها بزدایند و به چالش های فزاینده گرگ های خاکستری در پوشش دین پایان دهند .

نظر خود را برای ما ارسال کنید

نام شما:
ایمیل شما:
نظر شما:
کد امنیتی:
Jasjoo CAPTCHA
تمام حقوق مادی و معنوی این تارنما متعلق به تارنمای آذری ها می باشد و بهره گیری از مطالب آن با یاد کرد از منبع آزاد می باشد .